بیماری ناعلاج…Incurable disease

ژوئن 10, 2016

Adobe Spark(9-1)احمد بیماری پوستی داشت که هیچ کس نمی دانست چه نوع بیماری است و علاج آن چیست. او به امامزاده ای رفت تا شفا یابد. هیچ امید و کمکی نبود. یکی از دوستانش به او پیشنهاد کرد که با مشاوران شبکه تماس بگیرد و به او گفت که  آنها قادر خواهند بود به تو کمک کنند. هنگامی که احمد با مشاوران شبکه تماس گرفت، مشاوران به او خبرخوش انجیل را رسانده و برای شفایش دعا کردند. او می خواست که شفا بیابد بنابراین عیسی مسیح را با تمام وجود به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت. و قطعا سه روز بعد او با شادی فراوان با مشاوران تماس گرفت و گفت که بطور کامل شفا یافته است و الآن به عیسی مسیح ایمان دارد . ما برایش دعا کرده و او عیسی مسیح را به عنوان خداوند پذیرفت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Ahmad had a skin disease that nobody knew what it was and no cure of it. He went to the Emamzadeh (Islamic worship places) to get healed. No hope or help. A friend told him to watch and call Mohabat they will be able to help. When he called us we told him the good news of the Gospel and prayed for his healing. He wanted to receive his healing then accept Jesus in his heart. And surely he called after three days rejoicing that he was healed complete and now he believes in Jesus. We prayed and he received Christ as his Lord.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


شادمانی… Joy

ژوئن 6, 2016

Adobe Spark(8)زهره همیشه ناراحت، غمگین و افسرده بود. هیچ وقت خوشحالی و شادمانی را تجربه نکرده بود. او شروع به تماشای برنامه های شبکه محبت کرد و این برنامه ها برایش امید به ارمغان آوردند. زهره با مشاوران شبکه تماس گرفت و می خواست  بداند که او چگونه می تواند مسیحی شود و آیا عیسی به او شادمانی خواهد داد؟ مشاوران ما با او دعا کرده و او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت و از آن پس او بسیار خوشحال و شادمان است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Zohre was always a sad person and depressed, didn’t have or experienced happiness. She started to watch our programs and it brought her some hope. She called to ask if she can become Christian and if Jesus can give her some joy! We prayed for her and she accepted Jesus as her Lord and savior and she has been so happy and joyful ever since.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


خداوند جواب دعایم را داد! God answered my Prayer

مه 11, 2016

جواب دعاهایت را میدهدمعباس علی مدتی بود که شبکه محبت را تماشا میکرد و چندین بار دعا کرده بود که خداوند او را شفا دهد ولی جوابی نبود و او از خدا دیگر منصرف شده بود. ولی در یک شب که داشت شبکه محبت را نگاه میکرد  کاسه صبرش به سر آمد بطوریکه تصمیم به خودکشی گرفتن کرد. در همان حال عیسی را دید و عیسی به او گفت که جواب دعاهایت را میدهم. عباس بسیار هیجان زده شد بطوریکه شروع به گریه کردن کرد و با دستانی لرزان بلافاصله با مشاوران شبکه تماس گرفت. او با مشاوران دعا کرد و عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت. عباس می گوید که سوالات بسیاری داشت ولی همه آنها الآن جواب داده شده اند. او کاملا شفا یافته بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

AbbasAli had been watching Mohabat TV for a while and had prayed many times that God would heal him and getting no answer he gave up on God. But this particular night he was watching and so fed up that he wanted to end his life. And while watching he saw Jesus and Jesus said I will answer your prayers. He was so overwhelmed that he started crying and with shaky hands he called our counseling center. He prayed to receive Christ as his Lord and Savior. He said he had so many questions but it’s all has been answered now. He was completely healed.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


خداوند همیشه با من است…God is always with me

مارس 11, 2016

قوی و دلیر باش خداوند با توستشیلا برای دعا با مشاوران شبکه تماس گرفت. یک ویروس ناشناخته تمامی بدن او را فرا گرفته بود بطویکه می بایست شیمی درمانی نماید. مشاوران با او برای شفایش دعا کردند. هنگامیکه مشاوران با او در تماس بودند متوجه شدند که مایل است قلبش را به عیسی مسیح بسپارد پس با او دعا کرده و او زندگیش را تسلیم مسیح نمود. شیلا روز بعد از بیمارستان تماس گرفت و گفت: «از زمانیکه با مشاوران تماس گرفتم و با آنها دعا کردم بسیار احساس سبکی، آرامش و خوشحالی می کنم.» همچنین می گوید که اتاقش را اصلا دوست نداشته پس دعا کرده و از خداوند خواسته که مسئولین بیمارستان اتاقش را عوض کنند. شیلا از مشاوران درخواست کرد که در دعاها او را به یاد داشته و می داند که خداوند همیشه با اوست و او را شفا خواهد داد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Shila called for prayer for healing. An unknown virus has entered her body and she needs to have Chemotherapy. We prayed with her for healing. While talking we realized that she is not born again. So we explained to give our hearts and life completely to Jesus. She did and cried. She called the next day from the hospital. She was in complete peace. She said since we prayed I am so light and blessed and happy. She even didn’t like her room she prayed and the Lord answered and they changed her room. She said to keep her in our prayer and she knows that God is with her and He will heal her.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


عیسی همه چیز من است…Jesus is my everything…

مارس 1, 2016

عیسی همه چیز من استمرد افغانی از کشور سوئد با شبکه محبت تماس گرفت و در خواست دعا کرد. او هنگامی که برنامه های شبکه را مشاهده میکرده به عیسی مسیح ایمان آورد. او می گوید که همسر و فرزندانش او را بدلیل ایمانش به مسیح رها کرده اند. او مجبور به فرار از کشورش به اتریش شد و در آنجا به کلیسای فارسی زبان رفت و غسل تعمید گرفت. در روزی که تعمید آب میگرفت یکی از فامیلهای نزدیکش وارد کلیسا شده و آب جوش بر رویش ریخت. ولی ریختن آب جوش مانع گرفتن تعمید آبش نشد. بعد از اینکه تعمید آب گرفت به بیمارستان برای مداوای سوختگیش رفت. او می گوید که تمامی دوستان و فامیلهایش او را ترد و ترک کرده اند ولی از اینکه عیسی مسیح را دارد بینهایت خوشحال میباشد. عیسی همه چیز من است و او را با هیچ چیزی عوض نخواهم کرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

An Afghan man called from Sweden asking for prayer. He came to faith while watching our program. He said his wife and kids left him because he became Christian. He had to run from his country. He went to Austria to a Persian church and he asked for water baptism. On the day of his baptism his cousin came to church and through boiling water on him. That did not stop him. After he got his water baptism he went to emergency room for his burnt treatment. He said everyone in my family and relatives are against me and I only have Jesus. I am beyond happy to have Jesus in my life. He is my everything and won’t change him with anything else.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


از مرگ نمی ترسم!

ژانویه 27, 2016

از مرگ نمی ترسمرضا در در رشته موسیقی و هنر دانشگاه آزاد تحصیل میکرد. او بعد از چند سال در رشته خود بسیار موفق شده بطوریکه کنسرتهای متعدد با خوانندگان معروفی می داد. مادر رضا بر اثر بیماری سرطان فوت کرده و پدرش نیز چند سال بعد بر اثر ثانحه ای کشته شده بود. رضا می گوید: « من با خدا هیچ کاری نداشتم. از اینکه پدر و مادرم را از دست داده بودم، خیلی ازش ناراحت بودم. یکی از دوستانم به مسیح ایمان آورده بود و هر چند وقت یکبار با من در این باره صحبت می کرد ولی من از او خواهش می کردم که در مورد خدا و محبتش به هیچ عنوان با من صحبت نکند. می گفتم اینها همه دروغ است و بازی با کلمات می باشد. تا اینکه یک روز من دچار بیماری قلبی شدم و باز هم بیشتر خدا را مقصر می دانستم. حالم روز به روز بدتر می شد بطوریکه مجبور شدم داروهای بسیار زیادی مصرف کنم . داروها بسیار گران بودند. و بخاطر استرس فراوان و ترس از مرگ روز به روز احساس می کردم که حالم بدتر می شود. منزوی و افسرده شده بودم. یک روز دوباره دوستم به پیشم آمد و شروع کرد درباره محبت خدا، مسیح، مرگش بر روی صلیب، نجات و شفا از طریق او با من صحبت کردن. باز او را مسخره کردم ولی به من گفت: «یک خواهش دارم، الآن که در این شرایط هستی حداقل بخواه که تو را شفا دهد.» باز او را رد کردم. هنگامی که رفت تمامی فکرم با حرفهایش مشغول شده بود. اصلا نمی توانستم بخوابم. سه شب از صحبت هایمان گذشته بود و باز هم نمی توانستم بخوابم. می خواستم درباره این خدا بدانم ولی از طرفی هم دوست نداشتم بدانم. ولی به زبان آمده گفتم: «خدا، نمی دانم چی بگم. یک عالمه سوال دارم که چرا این بلاها سرم می آید. از مرگ می ترسم. می خواهم شفایم بدهی. یاور در مورد عیسی مسیح صحبت می کرد که می تواند شفا دهد. می خواهم من را شفا دهی عیسی. نه فقط جسما بلکه روحا. خواهشا من را از این تنفر از خودت آزاد کن و بگذار که محبت تو را بچشم.» بعد از این دعا یک لحظه احساس کردم روی زمین نیستم. خیلی سبک شده بودم انگار داشتم روی آسمان راه می رفتم. محبتش را چشیدم. آرامش او را دیدم. آزاد شده بود. دوستش داشتم خیلی زیاد. از آن پس به بعد دیگر هیچ کلمه ای از بیماری قلبی نبود. شفا یافته بودم. بالاتر از اینها نجات او را دریافت کردم. از حال تا به ابد تا جان دارم او را خواهم پرستید.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید


آرامش

ژانویه 14, 2016

آرامش خود را به شما می دهم1سارا اول تماس گرفت و در رابطه با برنامه ها پرسید و گفت من دفعه اول است که این شبکه را گرفتم. مشاور شبکه گفت: اینجا شبکه مسیحی است و در رابطه با مسیح و نجات بواسطه او صحبت میکنند. گفت من مسیح را نمیشناسم و دین و خدا را قبول ندارم و خیلی وقت است آنرا کنار گذاشتم . وقتی مشاور شبکه از مسیح و محبت او و تعالیم او گفت، برایش جالب بنظر آمد و سر صحبت را باز کرد و خواست در رابطه با ایمان  مسیحی بیشتر بداند. مشاور شبکه نیز بیشتر مسایل را برای او باز کرد و سارا شروع کرد به گریه کردن و گفت این کلامی که شما میگویید خیلی  مرا آرامش میدهد زمانی که من به شما زنگ زدم قلبم خیلی تند تند میزد ولی الان خیلی آرام هستم و نمیدانم چطور این اتفاق برای من افتاده چون من بخاطر استرسی که همیشه دارم روزی ۱۱ عدد قرص میخورم ولی الان احساس متفاوتی دارم و دوست دارم بیشتر درباره کلام برایم بگویید همچنین من همیشه ساعت ۸ شب میخوابم ولی نمیدانم چطور تلویزیون را روشن کردم و این شبکه را تماشا کردم نمیدانم چرا دارم در رابطه با مسایل خصوصی خودم با شما صحبت میکنم ولی خیلی تحت تاثیر صحبتهای شما قرار گرفتم و بعد از تمامی صحبتها با گریه خواست که به مسیح ایمان آورد و تقاضای کتاب داد و در انتها گفت من نخواهم خوابید میخواهم در اینترنت سرچ کنم و در رابطه با مسیح بخوانم چون برای من خیلی متفاوت است و میخواهم او را بشناسم و در تمامی زمانی که صحبت میکردیم بغض کرده بود و همش با گریه صحبت میکرد . در انتها خیلی خوشحال بود .

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.