آرامش

ژانویه 14, 2016

آرامش خود را به شما می دهم1سارا اول تماس گرفت و در رابطه با برنامه ها پرسید و گفت من دفعه اول است که این شبکه را گرفتم. مشاور شبکه گفت: اینجا شبکه مسیحی است و در رابطه با مسیح و نجات بواسطه او صحبت میکنند. گفت من مسیح را نمیشناسم و دین و خدا را قبول ندارم و خیلی وقت است آنرا کنار گذاشتم . وقتی مشاور شبکه از مسیح و محبت او و تعالیم او گفت، برایش جالب بنظر آمد و سر صحبت را باز کرد و خواست در رابطه با ایمان  مسیحی بیشتر بداند. مشاور شبکه نیز بیشتر مسایل را برای او باز کرد و سارا شروع کرد به گریه کردن و گفت این کلامی که شما میگویید خیلی  مرا آرامش میدهد زمانی که من به شما زنگ زدم قلبم خیلی تند تند میزد ولی الان خیلی آرام هستم و نمیدانم چطور این اتفاق برای من افتاده چون من بخاطر استرسی که همیشه دارم روزی ۱۱ عدد قرص میخورم ولی الان احساس متفاوتی دارم و دوست دارم بیشتر درباره کلام برایم بگویید همچنین من همیشه ساعت ۸ شب میخوابم ولی نمیدانم چطور تلویزیون را روشن کردم و این شبکه را تماشا کردم نمیدانم چرا دارم در رابطه با مسایل خصوصی خودم با شما صحبت میکنم ولی خیلی تحت تاثیر صحبتهای شما قرار گرفتم و بعد از تمامی صحبتها با گریه خواست که به مسیح ایمان آورد و تقاضای کتاب داد و در انتها گفت من نخواهم خوابید میخواهم در اینترنت سرچ کنم و در رابطه با مسیح بخوانم چون برای من خیلی متفاوت است و میخواهم او را بشناسم و در تمامی زمانی که صحبت میکردیم بغض کرده بود و همش با گریه صحبت میکرد . در انتها خیلی خوشحال بود .

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Advertisements

احساس آزادی، شادی و آرامش می کنم…I feel the freedom, joy and peace…

سپتامبر 10, 2015

Untitled-1جمشید تازه از بیمارستان روانی مرخص شده بود و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد. او افسرده بود و به هیچ عنوان شادی و آرامش را تا به حال در زندگی خود احساس نکرده بود. او به خیابان می رفت و از مردم پول درخواست می کرد. جمشید با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت تا برایش دعا شود. او هفته بعد دوباره با برنامه تماس گرفت و بسیار خوشحال بود از اینکه خداوند او را از دست شیطان آزاد کرده است. او اعتراف کرد که برای اولین بار در زندگیش «شادی و خوشحالی» را تجربه کرده است. جمشید می گوید: «من الآن می توانم با آرامش بخوابم». او می خواهد به دنبال کار بگردد و دوستان خوبی برای خود پیدا کند. کاری که هرگز قبلا انجام نداده بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jamshid was release from mental hospital and started watching our channel. He was depressed and he doesn’t remember ever feeling joy and peace in his life. He used to go and beg on the streets. He called the women show to be prayed for. He called back a week later so happy that God has set him free from demons. He confessed that for the first time in his life “I’m Happy”!  he said I can sleep peacefully now.  He wants to look for job, and go meet with people, which he had never done before!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


ازدواج ناموفق…Unsuccessful Marriages!

ژوئیه 23, 2015

unsuccsessful marriageمریم بسیار افسرده بود. او با برنامه جویس مایر از کرمانشاه تماس گرفت تا برایش دعا شود. او از خودش خسته شده بود بطوریکه می خواست به زندگیش پایان بخشد.مریم دو ازدواج ناموفق داشت. مشاوران شبکه برایش درباره عیسی مسیح و آرامش در او توضیح دادند پس او دعا کرده و عیسی مسیح را در زندگیش پذیرفت. از آن لحظه به بعد او بسیار خوشحال و پراز آرامش خداوند عیسی شد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Maryam was very depressed and called Joyce Meyer show from Kermanshah, Iran for pray. She was so sick of herself that she wanted to end her life. She had two unsuccessful marriages. We explained Jesus and His Peace and she pray to receive Him. She was so happy and was filled with the peace of the Lord!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


عیسی مسیح شفا دهنده است…Jesus Christ is healer

آوریل 16, 2015

forgiveness celebrationمینا با برنامه «امید جاودان» تماس گرفت و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت. او درخواست دعا برای بیماری سخت دیسک کمرش کرد. مینا در همان لحظه شفا پیدا کرد و بسیار شادمانی نمود. دردی دیگر نبود. او بینهایت شکرگزار و خوشحال بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Mina prayed with Omideh Javidan program and accepted Jesus as her savior and asked pray for healing for her painfull disk complication. She was instantly healed and rejoiced. The pain was gone. She was so happy and thankful

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


کدام درست است: اسلام یا مسیحیت؟…Which one is right: Islam or Christianity?

مارس 27, 2015

Christianity-to-Islamلیلا همیشه کانال محبت را تماشا می کرد و بسیار گیج بود که کدام راه ،اسلام و یا مسیحیت، برای رسیدن به خدا درست میباشد. یک شب او خوابی دید که به او گفته شد: راه نادرستی را می رود. از آن پس او شبکه محبت را با دقت تماشا می کرد. او کمر درد شدیدی داشت و هنگامیکه در برنامه ای داشتن برای افراد بیمار دعا می کردند، او شفا یافت. همچنین پسرش با میزبان برنامه دعا کرد و او نیز شفا یافت به طوریکه دیگر نیاز به عمل جراحی نبود. لیلا با برنامه «پژواک» تماس گرفت و شهادت زندگی خود را با بینندگان درمیان گذاشت و قلب خود را به عیسی مسیح سپرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Leila always watched Mohabat and she was very confused to which one is the right way to God, Islam or Christianity. One night she had a dream telling her that she is going the wrong way. From then on she watched Mohabat more attentively. She had severe back pain and when they were praying for the sick she was healed. And her son prayed too with the hosts and he was healed and there was no need for operation. She called the Pezhvak show to give her testimony and to give her heart to Jesus.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here