کلام خدا من را شفا داد…The Word of God has healed me!

ژوئیه 24, 2017

سعید در طی دو سال گذشته ۴ بار خودکشی کرده بود و از اینکه هنوز زنده بود، ناراحت، عصبانی و از دست خدا بسیار خشمگین بود. او آنقدر دلسرد و نا امید بود که مشکلات قلبی را با درد قفسه سینه تجربه کرد. یکی از دوستان هنگامی که او را ملاقات کرد در مورد عیسی مسیح و اینکه او قادر به شفای بیماران می باشد با او صحبت کرد. او به سعید یک کتابمقدس داد و به او توصیه کرد که شبکه محبت را تماشا کند. سعید شروع به خواندن کتابمقدس نمود و هر چقدر که بیشتر می خواند، احساس بهتری از نظر روحی و جسمی می کرد. تا بالاخره با مشاوران شبکه محبت تماس گرفت، و آنان با او دعا کرده و سعید عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت. او می گوید: «کلام خدا من را شفا داد» او برای دوستان خود کتابمقدس را دریافت کرده است تا آنان نیز بتوانند همان شفا را تجربه نمایند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

 

Saeed attempted suicide 4 times in the last couple years and was so upset, angry and mad at God that he failed. He was hopeless, discouraged and started having heart problems with chest pain. One of his friends visited him and started talking about Jesus and how He can heal the sick. He gave Saeed the bible and advised him to watch Mohabat channel. Saeed started reading the Bible and the more he read the better he felt physically and spiritually. He eventually called Mohabat call center and prayed to receive Christ and his Lord and Savior. He says: “the Word of God has healed me!” He has been requesting Bible for his friends so they can experience the same healing!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 

Advertisements

وحشت و اضطراب…Fear

ژوئیه 28, 2016

 وحشت و اضطرابمژده صداهای وحشتناکی میشنید و سایه های تاریکی را در کنار خود حس میکرد و همیشه در ترس و اضطراب به سر میبرد.او  به یکی از دعانویس ها مراجعه نمود. دعانویس دعا را به او داده و میبایست این دعا را همیشه در هر جا با خود میداشت. ولی این دعا هیچ کمکی به مژده نکرد. حتی به دکتر مراجعه نمود. دکتر به او گفت هیچ معالجه ای برای تو وجود ندارد برو و خودت را بکش! در یک شب ترس شدیدی او را در بر گرفته بود بطوریکه نمی توانست بخوابد، دعا کرد که خداوند او را از این دنیا بردارد و در همان لحظه، هنگام عوض کردن کانالهای تلویزیون متوجه کانال محبت شد. او چند ساعت به طور متداوم برنامه های این کانال را مشاهده نمود و نمی خواست کانال را عوض کند و یا اینکه تلویزیون را خاموش نمایند. بنابراین تصمیم گرفت که با شماره ای که از این شبکه پخش میشد تماس بگیرد و از مشاوران شبکه درخواست کمک کند. هنگامی که او با مشاوران شبکه تماس گرفت، با آنها دعا کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت، در یک آن تمام صداهایی که سالهای میشنید، دیگر نبود. او تمامی چراغها را خاموش کرد و هیچ سایه سیاهی نیز در اطراف او وجود نداشت. مژده از ترس و اضطراب خود آزاد شده بود! روز بعد  با برنامه زنده شبکه تماس گرفته و شهادت زندگی خود که عیسی مسیح چگونه زندگی را به او بازگردانده است و او می تواند در آزادی و آرامش زندگی کند، را با بییندگان شبکه درمیان گذاشت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Fereshteh used to hear sounds and see dark shadows around her. She was always in fear. She went for prayer to an Islamic clerk. They wrote down a prayer for her that she had to have with her all the time. It didn’t help. She went to a doctor. He said there is no hope for you  go and kill yourself! One night she was fearful and could not sleep, prayed that God would end her life when she came across our channel. She watched for couple hours straight. She could not change the channel or turn off the TV, so she called the number on the screen and asked for help. When she prayed to accept Jesus as her Lord and Savior, the sound stopped. She turned off the lights and there were no dark shadows around her. She was freed! She gave a testimony on the live show next day that Jesus gave her life back and she can live free and in Peace.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


افسردگی شدید…Severe Depression

ژوئیه 15, 2016

Adobe Spark(14)گلی به مدت ۲۵ سال دچار افسردگی شدید بود و بیشتر وقتها فکر خودکشی کردن و مرگ را میکرد. هنگامی که کشیش الهام با او صحبت کرد او با صدای بسیار نحیف و ضعیف که بسختی شنیده میشد جواب او را می داد. کشیش الهام از گلی پرسید: «گلی جان آخرین باری که حمام کردی کی بود؟» گلی در جواب گفت»: «من نمی دانم، خیلی وقت پیش بود، بیاد نمی آرم…».
همسر او به کشیش الهام گفت که او دو تا روح خبیث در کنار تخت خوابش میبیند… در آن روز کشیش الهام با او صحبت کرد و پیغام نجات بخش انجیل را به او رسانید. او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت. در آن شب بعد از اینکه گلی با کشیش الهام دعای نجات را کرد،‌ خوابی دید. در خواب دید که در زندان است و به هر طرف که فرار میکند در بسته بود. و راهی برای فرار ندارد. در همان خواب او دید که تار عنکبوت تمامی خانه اش را در بر گرفته بطوریکه نمی توانست آنها را بکند و تمییز کند. در همان لحظه او نام عیسی مسیح را خوانده و از خواب بیدار میشود. از همان صبح او آزاد شده و دیگر داروهای افسردگی را مصرف نکرد.
بعداز چند روز، کشیش الهام با شوهر گولی و پسرش صحبت کرد . طبق معجزه ای که شده بود ، هر دو عیسی را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفته و بعدها دختر گلی نیز زندگی اش را به مسیح سپرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

She was dealing with sever depression and sometimes was attacked with suicidal thoughts and spirit of death for more than two decades(about 22 to 25 years); when Pastor Elham spoke to her, it was as a person with a very weak voice from the bottom of a pit was answering. She asked her, «Goli jan when was the last time you take a shower?» «I do not know, long time ago, I do not recall…» .

Her husband said that he was seeing 2 demons around her bed…That night I shared the Gospel and prayed for her deliverance. She accepted Jesus as her Lord & Savior.

Her husband said that he was seeing 2 demons around her bed…That night I shared the Gospel and prayed for her deliverance. She accepted Jesus as her Lord & Savior. 

A few days later, Pastor Elham spoke to Goli’s husband and son. Due to this miracle both of them accepted Jesus as their Lord & Savior and later on Goli’s daughter dedicated her life to Jesus too

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


شادمانی… Joy

ژوئن 6, 2016

Adobe Spark(8)زهره همیشه ناراحت، غمگین و افسرده بود. هیچ وقت خوشحالی و شادمانی را تجربه نکرده بود. او شروع به تماشای برنامه های شبکه محبت کرد و این برنامه ها برایش امید به ارمغان آوردند. زهره با مشاوران شبکه تماس گرفت و می خواست  بداند که او چگونه می تواند مسیحی شود و آیا عیسی به او شادمانی خواهد داد؟ مشاوران ما با او دعا کرده و او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت و از آن پس او بسیار خوشحال و شادمان است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Zohre was always a sad person and depressed, didn’t have or experienced happiness. She started to watch our programs and it brought her some hope. She called to ask if she can become Christian and if Jesus can give her some joy! We prayed for her and she accepted Jesus as her Lord and savior and she has been so happy and joyful ever since.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


خدای حقیقی کیست؟…Who the True «God» is?…

اکتبر 22, 2015

Untitled-2محمد درباره اینکه خدای حقیقی کیست، بسیار مغشوش بود. در آن روز به پشت بام خانه اش رفت و بدین صورت دعا کرد: «خداوندا هر کسی چیزهای مختلفی در مورد اینکه تو کیستی می گوید ولی من می خواهم حقیقت را بدانم پس به من بگو چه کسی حقیقت را می گوید» او از پشت بام پایین آمد و تلویزیون خود را روشن کرد و همینطور که کانالها را عوض میکرد، متوجه کانال محبت شد که در حال پخش فیلم عیسی بود. او از اینکه خداوند جواب دعایش را بدین سرعت داده که عیسی خداوند است، بسیار متعجب بود. سپس بدین صورت دوباره دعا کرد: «عیسی، اگر تو حقیقتا خداوند هستی، لطفا کسی را برایم بفرست که این را به من بگوید؛ در همان لحظه تلفنش زنگ خورد و یکی از مشاوران شبکه با او تماس گرفت تا درباره عیسی با او صحبت کند. او در حالیکه گریه می کرد دعا کرده و عیسی را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Mohammad was confused who the true “God” is. So He went on his house roof and prayed; “Lord everyone says different things about who you are. But I want to know the Truth and you tell me who is right!” he came down and turned on his TV. It was on Mohabat, showing Jesus’ Movie. He was surprised that God answered him so quickly and Jesus is God. Then he prayed, “Jesus, if you are the True God, please send someone to tell me!” His phone rang and one of our counselors called to tell him about Jesus. He sobbed and cried while praying to accept Jesus as his Lord and Savior!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction.

Our counselors are available to talk to you – click here


می خواستم به زندگیم پایان بدهم ولی…I wanted to end my life but…

اوت 19, 2015

رقیه عزیز، یک شهروند افغانی است که در استرالیا زندگی می کند. او هنگام دیدن تکرار برنامه «آواز مسیح» می خواست که با مجری این برنامه «حسین اندریاس» صحبت کند ولی چون تکرار برنامه بود مشاوران شبکه به او در جواب سوالهایش که در مورد مسیحیت بود، کمک کردند. او آرامش مسیح را در هنگامی که برایش دعا می کردیم احساس کرد و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت. او از زندگی خود خسته شده و می خواست که به آن پایان دهد ولی عیسی مسیح از طریق این شبکه به او امید بخشید و او بسیار خوشحال بود بطوریکه دوباره با مشاوران همچنان در تماس بوده و زندگی مسیح گونه را پیش گرفته بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Roghaieh Aziz is an Afghan, living in Australia, who wanted to speak with Hussain on his repeat show. We helped her and answered her questions about Christianity. She felt the peace of Jesus as we prayed for her, and accepted him as her Savior. Se was fed up of her life and wanted to end it but Mohabat channel gave her hope and she was so happy she called and became Christian!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here