بخشش…Forgivness!

اکتبر 8, 2015

بخشش1خدیجه که 72 سال دارد، عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود در برنامه «امید زنده» پذیرفت. در ابتدای انقلاب اسلامی در ایران، دخترش که باردار بود به همراه همسرش توسط حکومت اسلامی اعدام شدند. سالها او نتوانسته بود قاتلین دخترش را ببخشد. او پر از نفرت بود. هنگامی که به عیسی مسیح ایمان آورد، مسیح او را شفا داد. چند وقتی طول کشید که آنها را ببخشد ولی اکنون پر از شادی و آرامش خداوند است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Khadijeh, who is a 72 year old woman, accepted Jesus Christ as her Lord and Savior with Living Hope. In the beginning of the Islamic revolution, her daughter who was pregnant and her husband were assassinated by the government. For years she could not forgive the killers of her daughter. She was full of hate. When she accepted Jesus the Lord healed her. It took some time for her to forgive, but now she is filled with Peace and Joy of the Lord.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

من در آرامش کامل هستم…I am at complete peace

اکتبر 1, 2015

احساس آرامش می کنمفریبا با برنامه «پژواک» تماس گرفت و می خواست که مسیحی شود. او گفت که عیسی مسیح را دوست دارد و برکات زیادی از دیدن برنامه های این شبکه می گیرد. هنگامی که مشاوران شبکه برای او دعا کردند، او شروع به گریه کردن کرد به طوری که نمیتوانست از گریه کردن بایستد. خانواده اش بر علیه مسیحیت هستند و همیشه بر سر مسیحی شدنش جنگ و دعوا در خانه اش است. ولی از هنگامیکه او با عیسی مسیح ملاقات کرده، رغم تمامی مشکلاتی که در اطراف خود دارد، آرامش کاملی وجودش را دربر گرفته است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Fariba called Pezhvak to become Christian. She said she loves Jesus and is so blessed with Mohabat channel. As we prayed she couldn’t stop crying. Her family is against Christianity and there is always fights in her house. But since she met Jesus, she is at complete peace despite the turmoil around her.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


شادی و آرامشی که تا بحال نداشتم… Joy and Peace I never had before

سپتامبر 22, 2015

شادی و آرامشمرتضی با برنامه «آواز مسیح» تماس گرفت و گفت که عیسی مسیح را دوست دارد غافل از اینکه او می تواند قلبش را به عیسی مسیح سپرده و مسیحی شود. هنگامی که مشاوران در مورد مسیح برای او بیشتر توضیح دادند او دعا کرده و عیسی مسیح را در قلبش پذیرفت. او پر از شادی بود بطوریکه داشتن این شادی او را بسیار متعجب کرده بود. او احساس بسیار خوبی می کرد پس رفته به 10 تن از دوستان خود گفت و آنها نیز قلبشان را به عیسی مسیح سپردند و او را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند. حسین می گوید: ما همه افغانی هستیم و این شادی و آرامش برای ما غیرممکن بوده است. ولی عیسی ما را آنقدر دوست دارد که ما را به ملکوت خود فراخوانده است.»

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Murteza called the Afghan show expressing his love for Jesus, unaware that he can become a Christian. When we explained and he prayed to receive Christ, he was filled with Joy that actually surprised him. He felt so good that he went and called ten of his friends and they all prayed to accept Jesus as their Lord and Savior. Hussain said: “We are all Afghans and this joy and peace is impossible for us. But Jesus loves us so much that he called us to His Kingdom!”

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


احساس آزادی، شادی و آرامش می کنم…I feel the freedom, joy and peace…

سپتامبر 10, 2015

Untitled-1جمشید تازه از بیمارستان روانی مرخص شده بود و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد. او افسرده بود و به هیچ عنوان شادی و آرامش را تا به حال در زندگی خود احساس نکرده بود. او به خیابان می رفت و از مردم پول درخواست می کرد. جمشید با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت تا برایش دعا شود. او هفته بعد دوباره با برنامه تماس گرفت و بسیار خوشحال بود از اینکه خداوند او را از دست شیطان آزاد کرده است. او اعتراف کرد که برای اولین بار در زندگیش «شادی و خوشحالی» را تجربه کرده است. جمشید می گوید: «من الآن می توانم با آرامش بخوابم». او می خواهد به دنبال کار بگردد و دوستان خوبی برای خود پیدا کند. کاری که هرگز قبلا انجام نداده بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jamshid was release from mental hospital and started watching our channel. He was depressed and he doesn’t remember ever feeling joy and peace in his life. He used to go and beg on the streets. He called the women show to be prayed for. He called back a week later so happy that God has set him free from demons. He confessed that for the first time in his life “I’m Happy”!  he said I can sleep peacefully now.  He wants to look for job, and go meet with people, which he had never done before!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


ازدواج ناموفق…Unsuccessful Marriages!

ژوئیه 23, 2015

unsuccsessful marriageمریم بسیار افسرده بود. او با برنامه جویس مایر از کرمانشاه تماس گرفت تا برایش دعا شود. او از خودش خسته شده بود بطوریکه می خواست به زندگیش پایان بخشد.مریم دو ازدواج ناموفق داشت. مشاوران شبکه برایش درباره عیسی مسیح و آرامش در او توضیح دادند پس او دعا کرده و عیسی مسیح را در زندگیش پذیرفت. از آن لحظه به بعد او بسیار خوشحال و پراز آرامش خداوند عیسی شد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Maryam was very depressed and called Joyce Meyer show from Kermanshah, Iran for pray. She was so sick of herself that she wanted to end her life. She had two unsuccessful marriages. We explained Jesus and His Peace and she pray to receive Him. She was so happy and was filled with the peace of the Lord!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here