احساس پاکی و سبکی میکنم…I feel clean and light

مه 22, 2017

مرضیه برای مخارج خود، خودفروشی می کرد. یک شب درحالیکه کانالهای تلویزیونش را عوض می کرد، با کانال محبت آشنا شد و فیلم عیسی را مشاهده کرد و فیلم به آنجایی رسید که عیسی زن بدکاره را بخشید. همین موضوع توجه او را جلب کرد و خواست که او نیز این بخشش را داشته باشد. او با شماره ای که بر روی صفحه تلویزیون بود تماس گرفت و مشاوران ما با او در تماس شدند. او توضیح داد که چقدر احساس کثافت می کند و از این زندگی که داره حالش به هم می خورد و احتیاج به کمک دارد. مشاوران ما خبر نجات بخش انجیل و اینکه عیسی دیروز و امروز و تا ابدالآباد همان است، را به او رساندند. او با مشاوران دعا کرد و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت و از آن لحظه به بعد آزاد گردید. او می گوید: «من احساس پاکی و سبکی میکنم»

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Marzieh used to sell herself for money. One late night she turned to Mohabat channel and watched Jesus’ Movie and it came to the part that Jesus forgave a prostitute, that’s what caught her attention and wanted the same forgiveness. She called the number on screen which was answered by our counselor. She explained how dirty she felt and was sick of her life, wanted help. We preached the Gospel and how Jesus is the same today and can forgive her. She prayed to receive Christ and has been set free ever since. She said “I feel clean and light!”

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

وحشت و اضطراب…Fear

ژوئیه 28, 2016

 وحشت و اضطرابمژده صداهای وحشتناکی میشنید و سایه های تاریکی را در کنار خود حس میکرد و همیشه در ترس و اضطراب به سر میبرد.او  به یکی از دعانویس ها مراجعه نمود. دعانویس دعا را به او داده و میبایست این دعا را همیشه در هر جا با خود میداشت. ولی این دعا هیچ کمکی به مژده نکرد. حتی به دکتر مراجعه نمود. دکتر به او گفت هیچ معالجه ای برای تو وجود ندارد برو و خودت را بکش! در یک شب ترس شدیدی او را در بر گرفته بود بطوریکه نمی توانست بخوابد، دعا کرد که خداوند او را از این دنیا بردارد و در همان لحظه، هنگام عوض کردن کانالهای تلویزیون متوجه کانال محبت شد. او چند ساعت به طور متداوم برنامه های این کانال را مشاهده نمود و نمی خواست کانال را عوض کند و یا اینکه تلویزیون را خاموش نمایند. بنابراین تصمیم گرفت که با شماره ای که از این شبکه پخش میشد تماس بگیرد و از مشاوران شبکه درخواست کمک کند. هنگامی که او با مشاوران شبکه تماس گرفت، با آنها دعا کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت، در یک آن تمام صداهایی که سالهای میشنید، دیگر نبود. او تمامی چراغها را خاموش کرد و هیچ سایه سیاهی نیز در اطراف او وجود نداشت. مژده از ترس و اضطراب خود آزاد شده بود! روز بعد  با برنامه زنده شبکه تماس گرفته و شهادت زندگی خود که عیسی مسیح چگونه زندگی را به او بازگردانده است و او می تواند در آزادی و آرامش زندگی کند، را با بییندگان شبکه درمیان گذاشت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Fereshteh used to hear sounds and see dark shadows around her. She was always in fear. She went for prayer to an Islamic clerk. They wrote down a prayer for her that she had to have with her all the time. It didn’t help. She went to a doctor. He said there is no hope for you  go and kill yourself! One night she was fearful and could not sleep, prayed that God would end her life when she came across our channel. She watched for couple hours straight. She could not change the channel or turn off the TV, so she called the number on the screen and asked for help. When she prayed to accept Jesus as her Lord and Savior, the sound stopped. She turned off the lights and there were no dark shadows around her. She was freed! She gave a testimony on the live show next day that Jesus gave her life back and she can live free and in Peace.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


دستهای سوراخ شده عیسی…Pierced hands of Jesus!

آوریل 10, 2015

maxresdefaultاردلان با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت و گفت که او عیسی مسیح را دیده و مسیح او را نجات داده است. اردلان میگوید: عیسی از دریا به سمت ساحل آمد. ساحل بسیار کثیف بود ولی هنگامی که عیسی مسیح پا به ساحل گذاشت، همه جا بسیار تمیز و پاک گشت و پر ازسبزه شد. من به طرف او قدم برداشتم ولی مسیح من را متوقف کرد و گفت تو پاک نیستی چون هنوز از گناهان خودت توبه نکردی. عیسی مسیح دستهای سوراخ شده خود را به او نشان داد و گناهان او را بخشید. او از اینکه گناهانش آمرزیده شده بودند، بسیار احساس سبکی و شادمانی میکرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Ardalan called the women show saying he has seen Jesus and he saved him. He saw Jesus come out of the sea. The sea shore was very dirty but when Jesus stepped on the shore everything was clean and full of grass. I walked towards him but Jesus stopped me and said you are not holy because you haven’t confessed your sins. Jesus showed His hands and forgave his sins. He feels so light and happy that his sins are forgiven.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here