تبدیل … Change

نوامبر 8, 2016

%d8%aa%d8%a8%d8%af%db%8c%d9%84شوهر مهتاب، عباس با شبکه محبت تماس گرفته و خواست که مسیحی شود. مشاوران برای او در مورد مسیحیت توضیح داده و با او دعا کردند. او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت. دو روز بعد همسرش با مشاوران شبکه تماس گرفته و از آنها خواست تا بداند که آنها به شوهرش چه گفته اند که او اینقدر تغییر کرده است. او می گوید که همسرش دیگردر خانه خشن و عصبانی نیست، یک آرامش غیرمعمول بر او قرارگرفته که تمامی اهل خانواده احساس شادی می کنند. مهتاب نیز با مشاوران دعا کرده و عیسی مسیح را همراه با سه فرزند خود به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند. او از خدا و مشاوران شبکه بسیار تشکر کرد که زندگی آنها به بهترین نحو تغییر کرده است .

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Mahtab’s husband, Abbas, called Mohabat and wanted to become Christian. We explained and prayed for him to receive Christ. After two days his wife called and wanted to know what we told her husband, because he is changed. He is not violent or gets angry at home, there is an unusual peace that is upon him and the whole family feels the joy at home. She also prayed to receive Christ with all their three children. She thanked God and us so much for their lives have changed for better.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

مزاحم تلفنی…Prank Calling

اوت 22, 2016

Untitled-11کیوان با مشاوران شبکه محبت تماس گرفت و شروع به فحش دادن و لعنت کردن کرد. او همینطور زنگ می زد و مزاحم میشد و سوالات بسیاری در مورد اسلام میکرد. تا اینکه یک روز هنگامی که برنامه های شبکه محبت را تماشا میکرد، دید که بینندگان برنامه ها تماس میگیرند و گواهی می دهند که خداوند جواب دعاهایشان را داده است. او نیز با مشاوران تماس گرفت و خواست که برای زنش که از او جدا شده بود، دعا شود تا دوباره به او برگردد. او بعد از اینکه همسرش از او جدا شده بود بسیار افسرده شده بود. مشاوران با او درباره عیسی و نجات صحبت کردند. او گفت که در این باره فکر خواهد کرد و دوباره تماس خواهد گرفت. او بعد از دو روز دوباره تماس گرفت وگفت بعد از اینکه برای من دعا کردید من آرامش پیدا کردم و حالا حاضر هستم که عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرم. او از اینکه مسیحی شده بود بسیار خوشحال بود. کیوان می گوید: «من هیچ وقت تصورش را نمی کردم که یک روز عیسی مسیح  را به عنوان پسر خدا بپذیرم. ولی او واقعی است و به من آرامش و شادی داده است.» او یک هفته بعد با مشاوران تماس گرفت و خواست که شهادت زندگی خود را که چگونه عیسی مسیح او را عوض کرده است، در برنامه با بینندگان در میان بگذارد. او در قدیم مسیحیان را با فحش و لعنت و مسخره کردن اذیت می کرد و الآن او یکی از آنهاست! او می گوید که دیگر نمی تواند گناه کند. هنگامی که همسرش از او جدا شده بود او با زنان دیگر  همبستر می شد. در یکی  از روزها که دوستش به خانه او آمد،‌ کیوان به او گفت که دیگر نمی تواند با او باشد. «اصلا نمی دانم چرا اینطوریست فقط !»اینکه دیگر نمی توانم گناه بکنم. احساس بسیار متفاوتی بود. خدا را شکر می کنم.. خدای شما حقیقتا مردم را عوض میکند

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Keyvan called from Iran saying bad words and cursing. He continued harassing and calling with Questions about Islam. Finally he called one day, watching people calling and testifying answers to their prayers, and asked for pray for his ex-wife who had left him to return. He was very depressed after his wife left him. We spoke to him about Jesus and his salvation. He said I will think about it and call back. He called after two days and said after your prayer I feel peace and I want to accept Jesus. He was happy to become Christian. He said I would never imagine I would accept Jesus as the son of God. But he is real and has given me peace and joy. He called again after a week and said that he wants to testify on air that Jesus has changed him. He used to make fun and curse at Christians and now he is one of them! He said I cannot even sin now. When his wife left he used to sleep with other women but when his friend came to his house, he said I couldn’t be with her. It just didn’t feel right and I could not sin. It was different. Praise the Lord your God truly changes people!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


شادمانی… Joy

ژوئن 6, 2016

Adobe Spark(8)زهره همیشه ناراحت، غمگین و افسرده بود. هیچ وقت خوشحالی و شادمانی را تجربه نکرده بود. او شروع به تماشای برنامه های شبکه محبت کرد و این برنامه ها برایش امید به ارمغان آوردند. زهره با مشاوران شبکه تماس گرفت و می خواست  بداند که او چگونه می تواند مسیحی شود و آیا عیسی به او شادمانی خواهد داد؟ مشاوران ما با او دعا کرده و او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت و از آن پس او بسیار خوشحال و شادمان است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Zohre was always a sad person and depressed, didn’t have or experienced happiness. She started to watch our programs and it brought her some hope. She called to ask if she can become Christian and if Jesus can give her some joy! We prayed for her and she accepted Jesus as her Lord and savior and she has been so happy and joyful ever since.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


بخشش…Forgivness!

اکتبر 8, 2015

بخشش1خدیجه که 72 سال دارد، عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود در برنامه «امید زنده» پذیرفت. در ابتدای انقلاب اسلامی در ایران، دخترش که باردار بود به همراه همسرش توسط حکومت اسلامی اعدام شدند. سالها او نتوانسته بود قاتلین دخترش را ببخشد. او پر از نفرت بود. هنگامی که به عیسی مسیح ایمان آورد، مسیح او را شفا داد. چند وقتی طول کشید که آنها را ببخشد ولی اکنون پر از شادی و آرامش خداوند است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Khadijeh, who is a 72 year old woman, accepted Jesus Christ as her Lord and Savior with Living Hope. In the beginning of the Islamic revolution, her daughter who was pregnant and her husband were assassinated by the government. For years she could not forgive the killers of her daughter. She was full of hate. When she accepted Jesus the Lord healed her. It took some time for her to forgive, but now she is filled with Peace and Joy of the Lord.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


شادی و آرامشی که تا بحال نداشتم… Joy and Peace I never had before

سپتامبر 22, 2015

شادی و آرامشمرتضی با برنامه «آواز مسیح» تماس گرفت و گفت که عیسی مسیح را دوست دارد غافل از اینکه او می تواند قلبش را به عیسی مسیح سپرده و مسیحی شود. هنگامی که مشاوران در مورد مسیح برای او بیشتر توضیح دادند او دعا کرده و عیسی مسیح را در قلبش پذیرفت. او پر از شادی بود بطوریکه داشتن این شادی او را بسیار متعجب کرده بود. او احساس بسیار خوبی می کرد پس رفته به 10 تن از دوستان خود گفت و آنها نیز قلبشان را به عیسی مسیح سپردند و او را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند. حسین می گوید: ما همه افغانی هستیم و این شادی و آرامش برای ما غیرممکن بوده است. ولی عیسی ما را آنقدر دوست دارد که ما را به ملکوت خود فراخوانده است.»

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Murteza called the Afghan show expressing his love for Jesus, unaware that he can become a Christian. When we explained and he prayed to receive Christ, he was filled with Joy that actually surprised him. He felt so good that he went and called ten of his friends and they all prayed to accept Jesus as their Lord and Savior. Hussain said: “We are all Afghans and this joy and peace is impossible for us. But Jesus loves us so much that he called us to His Kingdom!”

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


احساس آزادی، شادی و آرامش می کنم…I feel the freedom, joy and peace…

سپتامبر 10, 2015

Untitled-1جمشید تازه از بیمارستان روانی مرخص شده بود و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد. او افسرده بود و به هیچ عنوان شادی و آرامش را تا به حال در زندگی خود احساس نکرده بود. او به خیابان می رفت و از مردم پول درخواست می کرد. جمشید با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت تا برایش دعا شود. او هفته بعد دوباره با برنامه تماس گرفت و بسیار خوشحال بود از اینکه خداوند او را از دست شیطان آزاد کرده است. او اعتراف کرد که برای اولین بار در زندگیش «شادی و خوشحالی» را تجربه کرده است. جمشید می گوید: «من الآن می توانم با آرامش بخوابم». او می خواهد به دنبال کار بگردد و دوستان خوبی برای خود پیدا کند. کاری که هرگز قبلا انجام نداده بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jamshid was release from mental hospital and started watching our channel. He was depressed and he doesn’t remember ever feeling joy and peace in his life. He used to go and beg on the streets. He called the women show to be prayed for. He called back a week later so happy that God has set him free from demons. He confessed that for the first time in his life “I’m Happy”!  he said I can sleep peacefully now.  He wants to look for job, and go meet with people, which he had never done before!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


از خانه می روم ولی عیسی مسیح را ترک نمی کنم…I will leave the house but not Jesus!

مه 12, 2015

رضا با مشاوران شبکه تماس گرفت تا از آنها سوال کند که چگونه می تواند مسیحی شود. او در حوضه علمیه قوم درس می خواند و می خواست که ملّا شود. مشاوران با او درباره مسیحیت صحبت کردند. امید با دوستش بود و سوالات بسیاری از مشاوران پرسید. او گفت که من نمی توانم به پدر و مادرم چیزی در این مورد بگویم و عیسی مسیح را با ترس پذیرفت. بعد از اینکه مسیح را پذیرفت آرامش و شادی وجود او را پر کرد و گفت که می خواهد در مورد عیسی مسیح به همه بگوید. مشاوران هر روزه با او در تماس بودند. او حوضه علمیه را ترک کرد. مادرش به ایمان آوردنش به عیسی مسیح پی برد و او را از خانه بیرون کرد. او به مادرش گفت: اشکالی ندارد از خانه می رود ولی عیسی مسیح را ترک نمی کند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Reza called Mohabat tv, to say How he became Christian. He was studying in Hoze Almieh (Islamic Theology) and wants to be Mola. We talk about Christianity, he was with his friend and ask so many question, he said I can’t tell my mom and dad and was afraid and he accept Jesus with fear, after he accepted Jesus he feel peace and joy and said I want to tell everybody about Jesus., I am teaching him every day, he left Hozeh, but his mom find out and they ask him to leave the house, he said it is ok, I will not leave Jesus!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here