خدای حقیقی کیست؟…Who the True «God» is?…

اکتبر 22, 2015

Untitled-2محمد درباره اینکه خدای حقیقی کیست، بسیار مغشوش بود. در آن روز به پشت بام خانه اش رفت و بدین صورت دعا کرد: «خداوندا هر کسی چیزهای مختلفی در مورد اینکه تو کیستی می گوید ولی من می خواهم حقیقت را بدانم پس به من بگو چه کسی حقیقت را می گوید» او از پشت بام پایین آمد و تلویزیون خود را روشن کرد و همینطور که کانالها را عوض میکرد، متوجه کانال محبت شد که در حال پخش فیلم عیسی بود. او از اینکه خداوند جواب دعایش را بدین سرعت داده که عیسی خداوند است، بسیار متعجب بود. سپس بدین صورت دوباره دعا کرد: «عیسی، اگر تو حقیقتا خداوند هستی، لطفا کسی را برایم بفرست که این را به من بگوید؛ در همان لحظه تلفنش زنگ خورد و یکی از مشاوران شبکه با او تماس گرفت تا درباره عیسی با او صحبت کند. او در حالیکه گریه می کرد دعا کرده و عیسی را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Mohammad was confused who the true “God” is. So He went on his house roof and prayed; “Lord everyone says different things about who you are. But I want to know the Truth and you tell me who is right!” he came down and turned on his TV. It was on Mohabat, showing Jesus’ Movie. He was surprised that God answered him so quickly and Jesus is God. Then he prayed, “Jesus, if you are the True God, please send someone to tell me!” His phone rang and one of our counselors called to tell him about Jesus. He sobbed and cried while praying to accept Jesus as his Lord and Savior!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction.

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

از خانه می روم ولی عیسی مسیح را ترک نمی کنم…I will leave the house but not Jesus!

مه 12, 2015

رضا با مشاوران شبکه تماس گرفت تا از آنها سوال کند که چگونه می تواند مسیحی شود. او در حوضه علمیه قوم درس می خواند و می خواست که ملّا شود. مشاوران با او درباره مسیحیت صحبت کردند. امید با دوستش بود و سوالات بسیاری از مشاوران پرسید. او گفت که من نمی توانم به پدر و مادرم چیزی در این مورد بگویم و عیسی مسیح را با ترس پذیرفت. بعد از اینکه مسیح را پذیرفت آرامش و شادی وجود او را پر کرد و گفت که می خواهد در مورد عیسی مسیح به همه بگوید. مشاوران هر روزه با او در تماس بودند. او حوضه علمیه را ترک کرد. مادرش به ایمان آوردنش به عیسی مسیح پی برد و او را از خانه بیرون کرد. او به مادرش گفت: اشکالی ندارد از خانه می رود ولی عیسی مسیح را ترک نمی کند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Reza called Mohabat tv, to say How he became Christian. He was studying in Hoze Almieh (Islamic Theology) and wants to be Mola. We talk about Christianity, he was with his friend and ask so many question, he said I can’t tell my mom and dad and was afraid and he accept Jesus with fear, after he accepted Jesus he feel peace and joy and said I want to tell everybody about Jesus., I am teaching him every day, he left Hozeh, but his mom find out and they ask him to leave the house, he said it is ok, I will not leave Jesus!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here