شفای جسمی و روحی…Physical and Spiritual healing

ژانویه 16, 2017

%d8%b4%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%b3%d9%85%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%ad%db%8cشهره از تهران با مشاوران شبکه تماس گرفت و درخواست دعا برای همسرش داشت. همسر او در یک ثانحه تصادف به کما رفته بود. دکترها از او ناامید شده بودند. شهره تازه به مسیح ایمان آورده بود و هنگامی که مشاوران برایش دعا کردند، او ایمان داشت که همسرش نخواهد مرد بلکه زنده خواهد ماند. هسرش هنوز به مسیح ایمان نیاورده بود. بعد از سه هفته دعا کردن، روزه گرفتن و مدام در تماس بودن با دکترها، همسرش بهبود یافت و بعد از یک هفته نیز از بیمارستان مرخص گردید. همسر شهره با مشاوران تماس گرفت و زندگیش را با ایمان به اینکه خداوند از نظر جسمی و روحی او را نجات داده است، زندگیش را تسلیم مسیح نمود. شهره شهادت می دهد که او یک مرد تغییریافته است و حقیقتا تولد تازه یافته است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Shohreh from Tehran called for pray for her Husband, who had an accident and was in coma. The doctors had given up on him. She was a new believer and When we prayed she had faith that He will not die and live. Her husband was not a believer. After three weeks of praying, fasting and persisting with the doctors, her husband recovered and was discharged from the hospital in a week. He called us and give his life to Christ, believing that God saved his body and soul! Shohreh testifies that he is a changed man and truly born again!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


نشانه…Sign

ژوئن 17, 2016

نشانهژیلا شاعری از اصفهان – ایران بود. او زندگی بسیار سختی داشت. طلاق گرفته بود و دچار بیماری افسردگی شده بود. به مدت ۲۰ سال بیخوابی داشت. او باید داروهای بسیار زیادی را مصرف می کرد تا می توانست مانند یک فرد معمولی رفتار کند. یک شب هنگامیکه تلویزیون نگاه میکرد،‌ هنگام عوض کردن کانال، با شبکه محبت آشنا شد. او به مدت ۱۰ ساعت یکسره برنامه های این شبکه را تماشا کرد سپس گریه کرده  و از خدا خواست: «من همان خدایی را می خواهم که اینها دارند!» آن شب برای اولین بار او به نام عیسی مسیح دعا کرد و از او خواست که تمامی گناهان او را ببخشد و با یک نشانه به او واقعی بودن خودش را نشان دهد. او بعد از ۲۰ سال به خواب عمیقی فرو رفت. هنگامی که بیدار شد متوجه گردید که دو تا تخم مرغ و یک دستمال در کنار تختش است. او این را به عنوان نشانه از عیسی گرفت که او حقیقتا واقعی است. پس از آن پر از آرامش و شادی گردید. سپس خداوند با او صحبت کرده و به او گفت که برو و با دخترت صحبت کن. صبح زود بود و فکر کرد که دخترش الآن در خواب است ولی با اینحال به بالای تخت دخترش رفت و متوجه شد که دخترش ۳۰ تا قرص خورده تا خود کشی کند. ژیلا سریعا دخترش را به بیمارستان رساند. در آنجا او را درمان کرده و بهبود یافت. دکترها گفتند: «اگر تو یک ساعت دیر کرده بودی دخترت حتما مرده بود. این یک معجزه است که او زنده است.» بعد از دوماه ژیلا با مشاوران شبکه تماس گرفت و شهادت زندگی خود را داد و درخواست انجیل نمود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jaleh was a poet from Esfahan, Iran. She had a very hard life, divorced and depressed. Couldn’t sleep for 20 years. She had to take all kinds of pills to functional normally. One night she was watching TV and came across Mohabat channel. She watched for 10 hours continuously. She cried and asked God that “I want the same God that they have!” That night for the first time she prayed to Jesus and asked Him to cleanse her off all her sins and to give her a sign that He is real. She went to sleep for the first time in 20 years. She woke up and found two whole eggs and a towel next to her bed. She took that as a sign from Jesus that He is real indeed. She was filled with so much peace and love. Then the Lord told her to go and talk with her daughter. It was very early in the morning, and expected to see her asleep, but she did go to her bed anyway. She found out that she had taken 30 pills to put an end to her life. She immediately took her to the doctors and she was treated and healed. The doctors said if you were an hour late she would have died. It is a miracle that she is alive. She called after two months to tell us her testimony and ask for Bible.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here