نجات یک گشمده در اتاق گفتگو! Save the lost through the chat room!

ژوئن 5, 2017

جواد معتاد به مواد مخدر بود و به سازمانهای ترک اعتیاد مراجعه کرده ولی به او کمکی نکرده بود. یک شب که او درد داشت و خوابش نمی برد، با تمام درد و عرق ناشی از درد، بدون اینکه متوجه شود چه می گوید بلند فریاد زد: « عیسی مقدس پسر مریم»؛ سپس او بر روی پیشانی خود گرمایی را احساس کرد و در یک لحظه تمام دردهایش از او رفت و یک آرامش غیرقابل توصیفی وجود او را در برگرفت. او آنشب در خواب عمیقی فرو رفت و از آن پس هیچ وقت به سمت مواد نرفت. او نمی دانست که این عیسی که به سویش فریاد زد کیست؟ تا زمانیکه او با اتاق گفتگو شبکه محبت آشنا شد. جواد شروع به پرسیدن سوالات از مشاوران در محیط چت کرد، عیسی کیست؟ چرا او مرا شفا داد؟ من چیکار می توانم برای او بکنم؟ مشاوره شبکه سوالاتش را پاسخ داده و خبر نجات بخش انجیل را به او رساند. او بسیار خوشحال شد و از اینکه توانسته بود بعد از ماهها جواب سوالاتش را بیابد بسیار احساس راحتی و سبکی می کرد. همانطور که او دعای نجات را می کرد، مشاوره شبکه خدا را شکر می کرد که از طریق یک تبلیغ بر روی صفحه اینترنت خداوند گوسفند گمشده خود را یافت!

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

 

Javid was a drug addict and went to camp to get clean but didn’t help. One midnight he was in pain and couldn’t sleep. Amid all his pain and sweat he cried out “Saint Jesus son of Mary” not knowing what he said, he felt a warm hand on his forehead and immediately all his pain left him and a comforting unexplainable Peace came upon him. He slept comfortably that night and never touched drugs ever since. However, he didn’t know who is this Jesus he cried out to, until he found our chat. He started asking me questions on chat, who is Jesus, why he healed me? What can I do for him… I answered his questions and explained the Gospel, he was so happy and relieved to get his answers after months of confusion! As he prayed to receive Christ, I praised God that He can use annoying ads to Save His lost sheep!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

تنها عیسی قادر به شفایش بود…Only Jesus could have healed him!

سپتامبر 17, 2015

همسرم از اعتیاد آزاد شداکرم 60 سال دارد و خواهرزاده اش، نسیم شاهد چگونگی ایمان آوردن اکرم به عیسی مسیح و پذیرفتن او در قلبش است. اکرم یک در خواست از خدا داشت. بنابراین با برنامه «امید جاودان» تماس گرفت و درخواست کرد که برای شوهرش که به مدت 20 سال معتاد به مواد مخدر می باشد دعا شود. خداوند جواب دعایش را شنید و به طور معجزه آسایی شوهرش از اعتیاد آزاد شده است. او می گوید: « من می دانم تنها و تنها عیسی مسیح قادر بود شفایش دهد»!

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Akram is 60 years old. Her niece, Nasim, witnessed to her and she accepted Jesus in her heart. She had one request of God. So she called Omide Javidan to pray for her husband who is addicted to opium for 20 years. God answered her request and her husband is free miraculously. She said “I know only Jesus could have healed him”!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


نمی توانم از شادی کردن بایستم…can’t stop rejoicing!

مارس 24, 2015

rejoicingشهاب با برنامه «نوای صمیمی» تماس گرفت و گفت که سوالات بسیاری را در مورد عیسی مسیح، کتاب مقدس و نجات دارد. او دعا کرد و عیسی مسیح را در قلب خود پذیرفت. بعد از دعا کردن او احساس کرد که بار سنگینی از شانه هایش افتاده. او می گوید: «من بوی خوبی می دهم. بدن من بوی خوبی می دهد.» او گریه می کرد و بدن او میلرزید. او گفت که نمی تواند از شادی کردن در حضور خداوند دست برداید.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Sina called the Women Show and had so many questions about Jesus, Bible and Salvation. He prayed and accepted Jesus in his heart. After praying he felt a load lift off his shoulder. He said: “I smell good, my body actually has a good oder” He was crying and all his body was shaking. He said he can’t stop rejoicing in the Lord!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here