از مرگ نمی ترسم!

ژانویه 27, 2016

از مرگ نمی ترسمرضا در در رشته موسیقی و هنر دانشگاه آزاد تحصیل میکرد. او بعد از چند سال در رشته خود بسیار موفق شده بطوریکه کنسرتهای متعدد با خوانندگان معروفی می داد. مادر رضا بر اثر بیماری سرطان فوت کرده و پدرش نیز چند سال بعد بر اثر ثانحه ای کشته شده بود. رضا می گوید: « من با خدا هیچ کاری نداشتم. از اینکه پدر و مادرم را از دست داده بودم، خیلی ازش ناراحت بودم. یکی از دوستانم به مسیح ایمان آورده بود و هر چند وقت یکبار با من در این باره صحبت می کرد ولی من از او خواهش می کردم که در مورد خدا و محبتش به هیچ عنوان با من صحبت نکند. می گفتم اینها همه دروغ است و بازی با کلمات می باشد. تا اینکه یک روز من دچار بیماری قلبی شدم و باز هم بیشتر خدا را مقصر می دانستم. حالم روز به روز بدتر می شد بطوریکه مجبور شدم داروهای بسیار زیادی مصرف کنم . داروها بسیار گران بودند. و بخاطر استرس فراوان و ترس از مرگ روز به روز احساس می کردم که حالم بدتر می شود. منزوی و افسرده شده بودم. یک روز دوباره دوستم به پیشم آمد و شروع کرد درباره محبت خدا، مسیح، مرگش بر روی صلیب، نجات و شفا از طریق او با من صحبت کردن. باز او را مسخره کردم ولی به من گفت: «یک خواهش دارم، الآن که در این شرایط هستی حداقل بخواه که تو را شفا دهد.» باز او را رد کردم. هنگامی که رفت تمامی فکرم با حرفهایش مشغول شده بود. اصلا نمی توانستم بخوابم. سه شب از صحبت هایمان گذشته بود و باز هم نمی توانستم بخوابم. می خواستم درباره این خدا بدانم ولی از طرفی هم دوست نداشتم بدانم. ولی به زبان آمده گفتم: «خدا، نمی دانم چی بگم. یک عالمه سوال دارم که چرا این بلاها سرم می آید. از مرگ می ترسم. می خواهم شفایم بدهی. یاور در مورد عیسی مسیح صحبت می کرد که می تواند شفا دهد. می خواهم من را شفا دهی عیسی. نه فقط جسما بلکه روحا. خواهشا من را از این تنفر از خودت آزاد کن و بگذار که محبت تو را بچشم.» بعد از این دعا یک لحظه احساس کردم روی زمین نیستم. خیلی سبک شده بودم انگار داشتم روی آسمان راه می رفتم. محبتش را چشیدم. آرامش او را دیدم. آزاد شده بود. دوستش داشتم خیلی زیاد. از آن پس به بعد دیگر هیچ کلمه ای از بیماری قلبی نبود. شفا یافته بودم. بالاتر از اینها نجات او را دریافت کردم. از حال تا به ابد تا جان دارم او را خواهم پرستید.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Advertisements

آرامش

ژانویه 14, 2016

آرامش خود را به شما می دهم1سارا اول تماس گرفت و در رابطه با برنامه ها پرسید و گفت من دفعه اول است که این شبکه را گرفتم. مشاور شبکه گفت: اینجا شبکه مسیحی است و در رابطه با مسیح و نجات بواسطه او صحبت میکنند. گفت من مسیح را نمیشناسم و دین و خدا را قبول ندارم و خیلی وقت است آنرا کنار گذاشتم . وقتی مشاور شبکه از مسیح و محبت او و تعالیم او گفت، برایش جالب بنظر آمد و سر صحبت را باز کرد و خواست در رابطه با ایمان  مسیحی بیشتر بداند. مشاور شبکه نیز بیشتر مسایل را برای او باز کرد و سارا شروع کرد به گریه کردن و گفت این کلامی که شما میگویید خیلی  مرا آرامش میدهد زمانی که من به شما زنگ زدم قلبم خیلی تند تند میزد ولی الان خیلی آرام هستم و نمیدانم چطور این اتفاق برای من افتاده چون من بخاطر استرسی که همیشه دارم روزی ۱۱ عدد قرص میخورم ولی الان احساس متفاوتی دارم و دوست دارم بیشتر درباره کلام برایم بگویید همچنین من همیشه ساعت ۸ شب میخوابم ولی نمیدانم چطور تلویزیون را روشن کردم و این شبکه را تماشا کردم نمیدانم چرا دارم در رابطه با مسایل خصوصی خودم با شما صحبت میکنم ولی خیلی تحت تاثیر صحبتهای شما قرار گرفتم و بعد از تمامی صحبتها با گریه خواست که به مسیح ایمان آورد و تقاضای کتاب داد و در انتها گفت من نخواهم خوابید میخواهم در اینترنت سرچ کنم و در رابطه با مسیح بخوانم چون برای من خیلی متفاوت است و میخواهم او را بشناسم و در تمامی زمانی که صحبت میکردیم بغض کرده بود و همش با گریه صحبت میکرد . در انتها خیلی خوشحال بود .

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.


شفای رابطه… Healing relationship..

اکتبر 28, 2015

شفای رابطهعلیرضا از ایران، از همسرش جدا شده بود و تمامی سعی خود را می کرد که این مشکل را حل کند. او یک فرد مومن مذهبی بود و در مسجد خدمت می کرد. ولی یک شب در حالیکه او از این زندگی بسیار خسته شده بود و نا امیدانه کانالهای تلویزیون را تغییر می داد،  متوجه شبکه محبت شد که در حال پخش برنامه «امید جاودان» بود. او این برنامه را تماشا کرد و با دقت کامل به سخنان مجری برنامه گوش می داد. سپس از عیسی مسیح خواست که وارد قلب و زندگی او شود و این مشکل جدایی از همسرش را حل کند تا بتواند دوباره با او زندگی کند. عیسی جواب دعایش را داد و او با همسرش زندگی می کند و مشکلات مالیش نیز حل شده است. علیرضا می گوید: «هر آنچه که دارد از خداوند است» و بسیار شکرگزار می باشد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Alireza from Iran, had separated from his wife and tried everything to solve his problems. He was a religious devout man and ministered in the Mosque. But one night he was so fed up of life, flipped through TV channels and came across Mohabat and the Everlasting Hope program was on. He watched and listened carefully. And he asked Jesus to come to his heart and fix his messed up life and to live with his wife again. Jesus answers his request and he is living with his wife and his financial problems are solved. He says whatever he has is from the Lord and is thankful.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction.

Our counselors are available to talk to you – click here


عیسی شفایم بخشید….Jesus healed me

اکتبر 13, 2015

1شفا یافتممهدی همیشه برنامه های کانال محبت را دوست داشت و تماشا می کرده ولی هرگز قلبش را به خداوند عیسی مسیح نسپرده بود همچنین علاقه ای نیز به دین و مذهب نداشت. تا هنگامی که بسیار بیمار شد. در بستر بیماریش به یاد آورد که شنیده است عیسی مسیح خداوند است و قادر به شفا می باشد. پس او اینطور دعا کرد: «خداوند عیسی مسیح اگر تو حقیقتا خداوند هستی پس می توانی مرا شفا دهی. اگر شفایم بدهی، من مسیحی خواهم شد، به کلیسا خواهم رفت وبه همه خواهم گفت که تو خداوند و شفا دهنده هستی!» در همان لحظه احساس کرد که پلاستیکی که او را از نوک سر تا انگشتان پایش پوشانده بود، از او برداشته شده و فورا شفا یافت. او به برنامه «چرا من مسیحی شدم؟» ایمیل فرستاد و از این برنامه تشکر کرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Mehdi always liked watching Mohabat TV but never gave his heart to the Lord and was not interested to change religion. Until he became very sick. In his sick bed he remembered that he had heard that Jesus is God and is able to heal. So he prayed and said: “Lord Jesus if you are truly God you can heal me. If you do, I will become Christian, will go to church and will tell everyone that you are the God that Heals!” That very moment he felt a plastic like covering was removed from his head to toe and he was healed instantly. He emailed “Why I became Christian” to thank us for our programs.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


او جواب دعایم را داد…God answered my prayer

اوت 10, 2015

خداوند جواب می دهدرضا چند ماه پیش با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت و قلبش را به عیسی مسیح سپرد. خداوند قلب او و همسرش را عوض کرد و خانواده اش را برکت داد. او یک مشکل دادگاهی داشت و از مشاوران ما درخواست دعا در این زمینه کرد. او جواب دعایش را دریافت کرد. قاضی به او محبت کرده و مورد بخشش قرار گرفت. او بسیار خوشحال بود بطوریکه نمی توانست از ستایش خداوند برای تمامی برکات و این پیروزی بزرگ در زندگیش دست بکشد.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Reza called for the women show months ago and gave his heart to the Lord. God changed him and his wife and blessed their family. He had a court situation and had asked us for prayer. He got the answer to his prayer. The judge favored him in the court and he was forgiven. He was rejoicing and couldn’t stop thanking Jesus for all his blessings and this major victory in his life.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


خداوند مهیاکننده است!…God is Provider!

مه 4, 2015

indexساسان یک دست دارد. او با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت و انتظار کمک مالی در قبال اینکه قلبش را به عیسی مسیح بسپارد، داشت. مشاوران درباره عیسی با او صحبت کرده که او تنها خدای راستی است که قادر است آنچه را که ساسان در اراده اش از او درخواست کند، برایش مهیا سازد. او عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت و مشاوران برای مشکل مالی او نیز دعا کردند. روز بعد ساسان با مشاوران تماس گرفت و با خوشحالی خبر پیدا کردن کار را به آنها داد و برای آنچه که خدا برایش مهیا کرده بود، سپاسگزاری نمود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Sasan has one hand, called the Women Show and expected to help him financially if he gave his heart to Jesus. We explained Jesus, the only truth and that he is able to provide for him if he asks sincerely. He received Jesus and we prayed for his financial problems. He called the next day, rejoicing that he has found a job and praised God that He provides.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here