شادی و آرامشی که تا بحال نداشتم… Joy and Peace I never had before

سپتامبر 22, 2015

شادی و آرامشمرتضی با برنامه «آواز مسیح» تماس گرفت و گفت که عیسی مسیح را دوست دارد غافل از اینکه او می تواند قلبش را به عیسی مسیح سپرده و مسیحی شود. هنگامی که مشاوران در مورد مسیح برای او بیشتر توضیح دادند او دعا کرده و عیسی مسیح را در قلبش پذیرفت. او پر از شادی بود بطوریکه داشتن این شادی او را بسیار متعجب کرده بود. او احساس بسیار خوبی می کرد پس رفته به 10 تن از دوستان خود گفت و آنها نیز قلبشان را به عیسی مسیح سپردند و او را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند. حسین می گوید: ما همه افغانی هستیم و این شادی و آرامش برای ما غیرممکن بوده است. ولی عیسی ما را آنقدر دوست دارد که ما را به ملکوت خود فراخوانده است.»

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Murteza called the Afghan show expressing his love for Jesus, unaware that he can become a Christian. When we explained and he prayed to receive Christ, he was filled with Joy that actually surprised him. He felt so good that he went and called ten of his friends and they all prayed to accept Jesus as their Lord and Savior. Hussain said: “We are all Afghans and this joy and peace is impossible for us. But Jesus loves us so much that he called us to His Kingdom!”

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

احساس آزادی، شادی و آرامش می کنم…I feel the freedom, joy and peace…

سپتامبر 10, 2015

Untitled-1جمشید تازه از بیمارستان روانی مرخص شده بود و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد. او افسرده بود و به هیچ عنوان شادی و آرامش را تا به حال در زندگی خود احساس نکرده بود. او به خیابان می رفت و از مردم پول درخواست می کرد. جمشید با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت تا برایش دعا شود. او هفته بعد دوباره با برنامه تماس گرفت و بسیار خوشحال بود از اینکه خداوند او را از دست شیطان آزاد کرده است. او اعتراف کرد که برای اولین بار در زندگیش «شادی و خوشحالی» را تجربه کرده است. جمشید می گوید: «من الآن می توانم با آرامش بخوابم». او می خواهد به دنبال کار بگردد و دوستان خوبی برای خود پیدا کند. کاری که هرگز قبلا انجام نداده بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jamshid was release from mental hospital and started watching our channel. He was depressed and he doesn’t remember ever feeling joy and peace in his life. He used to go and beg on the streets. He called the women show to be prayed for. He called back a week later so happy that God has set him free from demons. He confessed that for the first time in his life “I’m Happy”!  he said I can sleep peacefully now.  He wants to look for job, and go meet with people, which he had never done before!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


او جواب دعایم را داد…God answered my prayer

اوت 10, 2015

خداوند جواب می دهدرضا چند ماه پیش با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت و قلبش را به عیسی مسیح سپرد. خداوند قلب او و همسرش را عوض کرد و خانواده اش را برکت داد. او یک مشکل دادگاهی داشت و از مشاوران ما درخواست دعا در این زمینه کرد. او جواب دعایش را دریافت کرد. قاضی به او محبت کرده و مورد بخشش قرار گرفت. او بسیار خوشحال بود بطوریکه نمی توانست از ستایش خداوند برای تمامی برکات و این پیروزی بزرگ در زندگیش دست بکشد.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Reza called for the women show months ago and gave his heart to the Lord. God changed him and his wife and blessed their family. He had a court situation and had asked us for prayer. He got the answer to his prayer. The judge favored him in the court and he was forgiven. He was rejoicing and couldn’t stop thanking Jesus for all his blessings and this major victory in his life.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


سرطان استخوان…Bone Cancer

ژوئیه 27, 2015

سولماز با برنامه «امید جاودان» برای درخواست دعا برای شفایش تماس گرفت. دکترها به او گفته بودند که ممکن است سرطان استخوان داشته و نیاز به Bone caner 1MRI دارد. او بسیار نگران بود و درخواست دعا کرد تا جواب آزمایش هایش خوب باشد. بعد از چند روز او با برنامه زنده تماس گرفت تا شهادت زندگیش را که خداوند چگونه همه چیز را تغییر داده و به او سلامتی بخشیده بطوریکه هیچ علامتی از سرطان در بدن او دیده نمی شود، بدهد. شادی از خداوند در صدایش کاملا محسوس بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Solmaz called Omide javidan and requested pray for healing. The doctors said it might be bone cancer and she needs MRI. She was very concerned and asked pray for the good results. She called few days later to testify on live show that God changed everything and gave her health and there is no cancer. The joy of the Lord was in her voice!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


از خانه می روم ولی عیسی مسیح را ترک نمی کنم…I will leave the house but not Jesus!

مه 12, 2015

رضا با مشاوران شبکه تماس گرفت تا از آنها سوال کند که چگونه می تواند مسیحی شود. او در حوضه علمیه قوم درس می خواند و می خواست که ملّا شود. مشاوران با او درباره مسیحیت صحبت کردند. امید با دوستش بود و سوالات بسیاری از مشاوران پرسید. او گفت که من نمی توانم به پدر و مادرم چیزی در این مورد بگویم و عیسی مسیح را با ترس پذیرفت. بعد از اینکه مسیح را پذیرفت آرامش و شادی وجود او را پر کرد و گفت که می خواهد در مورد عیسی مسیح به همه بگوید. مشاوران هر روزه با او در تماس بودند. او حوضه علمیه را ترک کرد. مادرش به ایمان آوردنش به عیسی مسیح پی برد و او را از خانه بیرون کرد. او به مادرش گفت: اشکالی ندارد از خانه می رود ولی عیسی مسیح را ترک نمی کند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Reza called Mohabat tv, to say How he became Christian. He was studying in Hoze Almieh (Islamic Theology) and wants to be Mola. We talk about Christianity, he was with his friend and ask so many question, he said I can’t tell my mom and dad and was afraid and he accept Jesus with fear, after he accepted Jesus he feel peace and joy and said I want to tell everybody about Jesus., I am teaching him every day, he left Hozeh, but his mom find out and they ask him to leave the house, he said it is ok, I will not leave Jesus!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


ایمان آوردن به مسیح از طریق برنامه های شبکه محبت… Faith in Christ through Mohabat TV

آوریل 20, 2015

TV Remote Isolated on White.خالد با برنامه «افغان» تماس گرفت و دعای نجات را با میزبان این برنامه انجام داد. او می گوید: «همسرم هنگامی که خواب بود کسی او را تکان داده تا بیدار شود و به او گفت که به عیسی مسیح ایمان آورد.» او از خواب بیدار شد و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد و به عیسی مسیح ایمان آورد. او تغییر کرده است. از همان لحظه که زندگی خود را به عیسی مسیح سپرده، خالد شادی عظیمی در زنش می بیند. خالد با مشاوران شبکه تماس گرفت و او نیز عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت. او بسیار خوشحال بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Khaled called the Afghan show and prayed for salvation. He said my wife was sleeping and someone shook her to wake up and believe in Jesus. She got up and watched Mohabat TV and came to faith. She is changed ever since and seeing the joy in his wife, Khaled called to accept Jesus too. He was so happy.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


نمی توانم از شادی کردن بایستم…can’t stop rejoicing!

مارس 24, 2015

rejoicingشهاب با برنامه «نوای صمیمی» تماس گرفت و گفت که سوالات بسیاری را در مورد عیسی مسیح، کتاب مقدس و نجات دارد. او دعا کرد و عیسی مسیح را در قلب خود پذیرفت. بعد از دعا کردن او احساس کرد که بار سنگینی از شانه هایش افتاده. او می گوید: «من بوی خوبی می دهم. بدن من بوی خوبی می دهد.» او گریه می کرد و بدن او میلرزید. او گفت که نمی تواند از شادی کردن در حضور خداوند دست برداید.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Sina called the Women Show and had so many questions about Jesus, Bible and Salvation. He prayed and accepted Jesus in his heart. After praying he felt a load lift off his shoulder. He said: “I smell good, my body actually has a good oder” He was crying and all his body was shaking. He said he can’t stop rejoicing in the Lord!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here