چرا عیسی خداوند است؟… Why Jesus is Lord?

ژانویه 3, 2017

adobe-spark24«بیان» از یکی از روستاهای کوچک ایران با مشاوران شبکه تماس گرفت و خواست بداند که چرا مسیحیان ادعا می کنند که عیسی خداوند است؟ او می گوید: «هر وقت که من برنامه های شبکه محبت را می بینم از شنیدن این موضوع آنقدر عصبانی میشوم که به مجریان برنامه ها ناسزا و لعنت می گویم» مشاوران شبکه مسئله خداوندی عیسی را برای او توضیح دادند ولی او به عیسی نیز ناسزا گفته و تلفن را قطع نمود. در همان شب او خوابی دید که عیسی خودش مسئله خداوندیش را  برای او توضیح می دهد.  عیسی دستش را بر سر بیان قرار می دهد و دعای توبه را به او یاد داده و بیان تکرار میکند و بدین گونه  عیسی مسیح را به عنوان خداوند و  نجات دهنده خود می پذیرد. او دوباره با مشاوران شبکه تماس گرفت و چگونگی ملاقاتش با عیسی مسیح را بیان کرده  و اعلام نمود که همه خانواده اش نیز به عیسی مسیح ایمان آوردند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Bayan, a lady from a small village wanted to know why we claim that Jesus is Lord. She said every time I watch Mohabat TV I get angry and start cursing at the hosts. We explained and she said bad things to Jesus and hang up. She had a dream that night that Jesus is explaining he is Son of God, He put His hand over her head and said the repentance prayer and she repeated after him and accepted Jesus as her Lord and Savior. She called us and gave her testimony and all her family gave their life to Jesus.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


نشانه…Sign

ژوئن 17, 2016

نشانهژیلا شاعری از اصفهان – ایران بود. او زندگی بسیار سختی داشت. طلاق گرفته بود و دچار بیماری افسردگی شده بود. به مدت ۲۰ سال بیخوابی داشت. او باید داروهای بسیار زیادی را مصرف می کرد تا می توانست مانند یک فرد معمولی رفتار کند. یک شب هنگامیکه تلویزیون نگاه میکرد،‌ هنگام عوض کردن کانال، با شبکه محبت آشنا شد. او به مدت ۱۰ ساعت یکسره برنامه های این شبکه را تماشا کرد سپس گریه کرده  و از خدا خواست: «من همان خدایی را می خواهم که اینها دارند!» آن شب برای اولین بار او به نام عیسی مسیح دعا کرد و از او خواست که تمامی گناهان او را ببخشد و با یک نشانه به او واقعی بودن خودش را نشان دهد. او بعد از ۲۰ سال به خواب عمیقی فرو رفت. هنگامی که بیدار شد متوجه گردید که دو تا تخم مرغ و یک دستمال در کنار تختش است. او این را به عنوان نشانه از عیسی گرفت که او حقیقتا واقعی است. پس از آن پر از آرامش و شادی گردید. سپس خداوند با او صحبت کرده و به او گفت که برو و با دخترت صحبت کن. صبح زود بود و فکر کرد که دخترش الآن در خواب است ولی با اینحال به بالای تخت دخترش رفت و متوجه شد که دخترش ۳۰ تا قرص خورده تا خود کشی کند. ژیلا سریعا دخترش را به بیمارستان رساند. در آنجا او را درمان کرده و بهبود یافت. دکترها گفتند: «اگر تو یک ساعت دیر کرده بودی دخترت حتما مرده بود. این یک معجزه است که او زنده است.» بعد از دوماه ژیلا با مشاوران شبکه تماس گرفت و شهادت زندگی خود را داد و درخواست انجیل نمود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jaleh was a poet from Esfahan, Iran. She had a very hard life, divorced and depressed. Couldn’t sleep for 20 years. She had to take all kinds of pills to functional normally. One night she was watching TV and came across Mohabat channel. She watched for 10 hours continuously. She cried and asked God that “I want the same God that they have!” That night for the first time she prayed to Jesus and asked Him to cleanse her off all her sins and to give her a sign that He is real. She went to sleep for the first time in 20 years. She woke up and found two whole eggs and a towel next to her bed. She took that as a sign from Jesus that He is real indeed. She was filled with so much peace and love. Then the Lord told her to go and talk with her daughter. It was very early in the morning, and expected to see her asleep, but she did go to her bed anyway. She found out that she had taken 30 pills to put an end to her life. She immediately took her to the doctors and she was treated and healed. The doctors said if you were an hour late she would have died. It is a miracle that she is alive. She called after two months to tell us her testimony and ask for Bible.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


چشمانم را شفا بخشید!He healed my eyes!

فوریه 9, 2016

چشمانم شفا یافت1فرهاد 16 ساله که دبیرستانی بود، هیچ اشتیاقی درمورد مسیحیت نداشت و یک مسلمان متدین بود. یک روز دوست برادرش نزد او آمده و به او گفت که مسیحی شده است. فرهاد احساس خوبی از این موضوع داشت پس او این چنین دعا کرد: «اگر تو خداوند عیسی هستی خودت را به من آشکار کن.» در همان شب او خوابی دید عیسی مسیح هر کسی را که از او می خواهد شفایش دهد، شفا می دهد. هنگامی که از خواب بیدار شد، او دعا کرد و گفت: «عیسی، اگر این درست میباشد، چشمان من را شفا بده تا دیگر من احتیاجی به داشتن عینک نداشته باشم.» عیسی مسیح چشمان او را شفا داد. از نظر شخصیتی او فردی بسیار عصبی و خشمگین بود ولی عیسی مسیح این را نیز از درون او شفا بخشید بطوریکه اطرافیانش نیز متوجه این تغییر شدند. معلم فرهاد شهادت می دهد که او کاملا  تبدیل به فرد دیگری شده است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Farhad, 16 year old high school student, was not interested in Christianity at all. and was a devout Muslim. one day his brother’s friend came and said he had become Christian. He was touched. he prayed God if you are Jesus, prove it to me. He had a dream that night that Jesus is healing everyone who asked him. When he woke up, he prayed and said Jesus if this is true, heal my eyes so I don’t have to wear these glasses anymore. Jesus healed him and he is a witness to everyone. He was very angry and all the time looking for trouble, and now that he has the peace of God on him, everyone notices his change. His teacher testifies that he is completely a different man.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


احساس آزادی، شادی و آرامش می کنم…I feel the freedom, joy and peace…

سپتامبر 10, 2015

Untitled-1جمشید تازه از بیمارستان روانی مرخص شده بود و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد. او افسرده بود و به هیچ عنوان شادی و آرامش را تا به حال در زندگی خود احساس نکرده بود. او به خیابان می رفت و از مردم پول درخواست می کرد. جمشید با برنامه «نوایی صمیمی» تماس گرفت تا برایش دعا شود. او هفته بعد دوباره با برنامه تماس گرفت و بسیار خوشحال بود از اینکه خداوند او را از دست شیطان آزاد کرده است. او اعتراف کرد که برای اولین بار در زندگیش «شادی و خوشحالی» را تجربه کرده است. جمشید می گوید: «من الآن می توانم با آرامش بخوابم». او می خواهد به دنبال کار بگردد و دوستان خوبی برای خود پیدا کند. کاری که هرگز قبلا انجام نداده بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jamshid was release from mental hospital and started watching our channel. He was depressed and he doesn’t remember ever feeling joy and peace in his life. He used to go and beg on the streets. He called the women show to be prayed for. He called back a week later so happy that God has set him free from demons. He confessed that for the first time in his life “I’m Happy”!  he said I can sleep peacefully now.  He wants to look for job, and go meet with people, which he had never done before!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


دستت را به من بده پسرم!…Give me your hand my child!

ژوئن 29, 2015

jesus-reaching-outعارف چند ماه پیش با ایمان آوردن به عیسی مسیح نجات یافته بود و پدرش 2 سال پیش از طریق ماهواره با دیدن شبکه محبت با مسیح آشنا شده و زندگیش را تسلیم مسیح کرده بود. یک شب او خوابی دید. او شهری که در آن زندگی می کرد را دید که روح های شریر بر آن حمله کرده بودند و همچنین دریاچه ای از خون دید. او با شنا کردن فرار کرد و یک جزیره ای را که صلیبی بر آن بود و مردی که دستش را برای کمک کردن به او بطرفش دراز کرده بود، دید. آن مرد به او گفت: «فرزندم، دستت را به من بده» در این هنگام او از خواب بیدار شد و دانست که آن مرد عیسی مسیح بوده است. هللویاه

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Aref got saved few months ago as his dad 2 years ago got saved through satellite Mohabat TV and got familiar with Jesus. One night he had a dream. He saw the city where he lived was attacked by demonic spirits and saw a lake of blood. He fled by swimming and saw an Island on which there was a Cross and a man who offered his help by stretching his hand toward Aref and said” give me your hand my child” and he woke up and knew that man was Jesus. Hallelujah!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


آب حیات…Living Water

ژوئن 5, 2015

من آب حیات هستمعمر از اصفهان از اینکه توانسته بود با برنامه «افغان» تماس بگیرد و درخواست کتاب مقدس کند، خیلی خوشحال بود. او خوابی بدین صورت دید که «همسرش دو سبد پر از ماهی که خشک بودند داشت و از داخل تلویزیون «آب زنده» برای آنها ریخته شد که بنوشند.» او از خواب بیدار شد و در شگفت بود که این خوابش چه معنایی دارد. او دعا کرد و از خداوند خواست که خدا خودش را به او نمایان سازد و یا دیگر او هیچ کاری با خدا نخواهد داشت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Omar from Isfahan, Iran was very happy to call the Afghan show and asked for Bible. He had a dream that he and his wife had two baskets of fish that were dry and from the television set came Living Water for them to drink. He woke up wondering what it meant. He prayed for God to reveal himself or he would have nothing to do with Him. That night He watched Mohabat TV and prayed with the host for salvation. “I am in love with Jesus” he claims!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction.

Our counselors are available to talk to you – click here

 


ایمان آوردن به مسیح از طریق برنامه های شبکه محبت… Faith in Christ through Mohabat TV

آوریل 20, 2015

TV Remote Isolated on White.خالد با برنامه «افغان» تماس گرفت و دعای نجات را با میزبان این برنامه انجام داد. او می گوید: «همسرم هنگامی که خواب بود کسی او را تکان داده تا بیدار شود و به او گفت که به عیسی مسیح ایمان آورد.» او از خواب بیدار شد و شروع به دیدن برنامه های شبکه محبت کرد و به عیسی مسیح ایمان آورد. او تغییر کرده است. از همان لحظه که زندگی خود را به عیسی مسیح سپرده، خالد شادی عظیمی در زنش می بیند. خالد با مشاوران شبکه تماس گرفت و او نیز عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت. او بسیار خوشحال بود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Khaled called the Afghan show and prayed for salvation. He said my wife was sleeping and someone shook her to wake up and believe in Jesus. She got up and watched Mohabat TV and came to faith. She is changed ever since and seeing the joy in his wife, Khaled called to accept Jesus too. He was so happy.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here