عیسی حیات جاودانی میبخشد!…Jesus will give eternal life!

سپتامبر 26, 2016

adobe-spark19محمد با مشاوران شبکه تماس گرفت و درباره موضوع آن روز برنامه سوال کرد. مشاوران برای او توضیح دادند و به او در مورد عیسی که تنها راه رسیدن به خدا است، گفتند. او گوش کرد و سوالات بسیاری پرسید. بعد از اینکه به جواب سوالهایش گوش داد، لمس شده بود و شروع به اعتراف کرد در مورد رابطه اش با زن متاهل ، استفاده از مواد مخدر و اینکه هدف اصلی اش از تماس با مشاوران شبکه فقط مزاحم شدن بود. مشاوران برایش توضیح دادند که شیطان می خواهد او را خراب کند ولی عیسی مسیح به او زندگی و حیات خواهد بخشید اگر او توبه کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند بپذیرد. محمد قبول کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

 Mohammad called and asked about the subject of the show and we explained and witnessed to him about Jesus and Him being the only Way to God. He listened and asked many questions. After listening he was touched and started confessing that he has a relationship with a married women and has got into drugs and his main purpose of the call was to harass and just flirt with a women as he had called before and bothered other counselors. We explained that Satan wants to destroy him but Jesus will give him life if he repents and accept Him as Lord, and he did pray to receive Jesus!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

Advertisements

آیا این عیسی می تواند به تو کمک کند! …let’s see if this Jesus can help you!

سپتامبر 13, 2016

adobe-spark18فتانه یک شب برای اولین بار برنامه  های شبکه محبت را دید و در ابتدا دوست داشت. اما بیشتر که او تماشا میکرد چیزهایی را می شنید که برخلاف باور او بودند. بنابراین از دیدن برنامه های این شبکه بازایستاد. همسرش به مواد مخدر معتاد بود و او را مورد ضرب و شتم قرار می داد و سپس او را به صندلی محکم می بست و در یک اتاق زندانی میکرد. این موضوع سالها ادامه پیدا کرد تا زمانیکه به یاد برنامه ای از شبکه محبت افتاد که در آن شنیده بود عیسی مسیح می توند او را نجات دهد و هیچ چیزی برای او مشکل نیست. یک شب هنگامی که همسرش او را مورد ضرب و شتم قرار می داد، عیسی مسیح را صدا زد. همسرش او را مورد تمسخر قرار داد و به او گفت: «ببینیم آیا این عیسی می تواند تو را نجات دهد!» سپس او را مکم بست و در اتاق را قفل کرده و کلید را پنهان نمود. در همان شب فتانه برای اولین بار به نام عیسی مسیح دعا کرد و از او چنین خواست: «همانطور که در شبکه محبت گفته شد،‌ تو قول دادی که کمک می کنی و جواب دعاها را میدهی، پس خواهش می کنم من را از این اتاق رهایی دهی!»‌ در همان هنگام احساس کرد که طنابها شل شده و انگار می داند که کلید کجاست به سراغ کلید می رود و در را باز کرده به خانه مادرش فرار میکند. روز بعد، همسرش به دنبال او میگردد تا فقط بداند چه کسی او را نجات داده است. از همان وقت فتانه در نام عیسی مسیح دعا کرده و مسیح او را مبارک ساخته است. همسرش دیگر قادر نیست او را مورد آزار قرار دهد و از قدرتی که در زنش می بیند، می ترسد. فتانه با مشاوران شبکه تماس می گیرد و از آنها می پرسد که چگونه می تواند مسیحی شود. مشاوران برای او توضیح داده و برایش در نام عیسی مسیح دعا کردند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Fataneh came across Mohabat TV one night and liked it at first. But the more she watched, she heard things that were contrary to her belief. So she stopped watching. Her husband was an addict and used to beat her and tie her up to a chair and lock her up in an isolated room. This continued for years until she remembered Mohabat TV, hearing that Jesus could save her and nothing is too hard for Him. So one of the nights that her husband was hitting her, she kept calling the name of Jesus. Her husband made fun of her and said; “let’s see if this Jesus can help you!” He tied her up and double locked the door and hid the keys. That night she prayed to Jesus for the first time and asked the Lord “As they said on TV, you promised to help and answer our prayers. So please release me from this prison!” As she was praying she felt the ropes loosen on her hand and as if she knew where the keys were, she got them and opened the door and escaped to her mom’s house. The next day, her husband went looking for her, just to find out who set her free. Since then she always prays to Jesus and He has blessed her and her husband is afraid to do anything against her because of the Power that is in her. She called Mohabat TV and asked how she can become Christian. We explained and prayed for her in Jesus’ Name.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


مزاحم تلفنی…Prank Calling

اوت 22, 2016

Untitled-11کیوان با مشاوران شبکه محبت تماس گرفت و شروع به فحش دادن و لعنت کردن کرد. او همینطور زنگ می زد و مزاحم میشد و سوالات بسیاری در مورد اسلام میکرد. تا اینکه یک روز هنگامی که برنامه های شبکه محبت را تماشا میکرد، دید که بینندگان برنامه ها تماس میگیرند و گواهی می دهند که خداوند جواب دعاهایشان را داده است. او نیز با مشاوران تماس گرفت و خواست که برای زنش که از او جدا شده بود، دعا شود تا دوباره به او برگردد. او بعد از اینکه همسرش از او جدا شده بود بسیار افسرده شده بود. مشاوران با او درباره عیسی و نجات صحبت کردند. او گفت که در این باره فکر خواهد کرد و دوباره تماس خواهد گرفت. او بعد از دو روز دوباره تماس گرفت وگفت بعد از اینکه برای من دعا کردید من آرامش پیدا کردم و حالا حاضر هستم که عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرم. او از اینکه مسیحی شده بود بسیار خوشحال بود. کیوان می گوید: «من هیچ وقت تصورش را نمی کردم که یک روز عیسی مسیح  را به عنوان پسر خدا بپذیرم. ولی او واقعی است و به من آرامش و شادی داده است.» او یک هفته بعد با مشاوران تماس گرفت و خواست که شهادت زندگی خود را که چگونه عیسی مسیح او را عوض کرده است، در برنامه با بینندگان در میان بگذارد. او در قدیم مسیحیان را با فحش و لعنت و مسخره کردن اذیت می کرد و الآن او یکی از آنهاست! او می گوید که دیگر نمی تواند گناه کند. هنگامی که همسرش از او جدا شده بود او با زنان دیگر  همبستر می شد. در یکی  از روزها که دوستش به خانه او آمد،‌ کیوان به او گفت که دیگر نمی تواند با او باشد. «اصلا نمی دانم چرا اینطوریست فقط !»اینکه دیگر نمی توانم گناه بکنم. احساس بسیار متفاوتی بود. خدا را شکر می کنم.. خدای شما حقیقتا مردم را عوض میکند

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Keyvan called from Iran saying bad words and cursing. He continued harassing and calling with Questions about Islam. Finally he called one day, watching people calling and testifying answers to their prayers, and asked for pray for his ex-wife who had left him to return. He was very depressed after his wife left him. We spoke to him about Jesus and his salvation. He said I will think about it and call back. He called after two days and said after your prayer I feel peace and I want to accept Jesus. He was happy to become Christian. He said I would never imagine I would accept Jesus as the son of God. But he is real and has given me peace and joy. He called again after a week and said that he wants to testify on air that Jesus has changed him. He used to make fun and curse at Christians and now he is one of them! He said I cannot even sin now. When his wife left he used to sleep with other women but when his friend came to his house, he said I couldn’t be with her. It just didn’t feel right and I could not sin. It was different. Praise the Lord your God truly changes people!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


تمامی نگرانی های خود را به او بسپار…Give all your worries to him!

ژوئیه 5, 2016

تمام نگرانی های خود را به او بسپارکیمیا با مشاوران شبکه تماس گرفت تا برای شوهرش که  اعتیاد شدید به مواد مخدر داشت، دعا شود. مشاوران با او دعا کرده و خبرخوش نجاتبخش انجیل را به او رسانده و او عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود پذیرفت. در آن شب هنگامی که کیمیا در تنهایی خود دعا میکرد، در آن لحظه عیسی مسیح به ملاقات او آمد! او از حال رفت. عیسی مسیح به او گفت: « تو مرا پیروی کن و من از بقیه چیزها مراقبت میکنم.» هنگامی که او به هوش آمد، آرامشی عجیب داشت. تمامی اضطراب او رفته بود و انگار کاملا استراحت کرده بود. مریم از گفته عیسی مسیح این اطمینان را داشت که خداوند دعای او را برای آزادی شوهرش از اعتیاد شنیده و در وقت معین خود جواب خواهد داد. جلال بر نام خدا!

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Kimia call for prayer for her husband who is a sever drug addict. We prayed and explained the Gospel to her and she accepted and prayed for salvation. That night she was praying by herself when all of a sudden she saw Jesus! She passed out. Jesus told her “You follow me and I will take care of everything!” when she gained her consciousness, she had an overwhelming peace. All her anxiousness was gone and she was in complete rest of fine. she was sure that Got heard her prayer and on his own time will answer it. Praise the Lord!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


نشانه…Sign

ژوئن 17, 2016

نشانهژیلا شاعری از اصفهان – ایران بود. او زندگی بسیار سختی داشت. طلاق گرفته بود و دچار بیماری افسردگی شده بود. به مدت ۲۰ سال بیخوابی داشت. او باید داروهای بسیار زیادی را مصرف می کرد تا می توانست مانند یک فرد معمولی رفتار کند. یک شب هنگامیکه تلویزیون نگاه میکرد،‌ هنگام عوض کردن کانال، با شبکه محبت آشنا شد. او به مدت ۱۰ ساعت یکسره برنامه های این شبکه را تماشا کرد سپس گریه کرده  و از خدا خواست: «من همان خدایی را می خواهم که اینها دارند!» آن شب برای اولین بار او به نام عیسی مسیح دعا کرد و از او خواست که تمامی گناهان او را ببخشد و با یک نشانه به او واقعی بودن خودش را نشان دهد. او بعد از ۲۰ سال به خواب عمیقی فرو رفت. هنگامی که بیدار شد متوجه گردید که دو تا تخم مرغ و یک دستمال در کنار تختش است. او این را به عنوان نشانه از عیسی گرفت که او حقیقتا واقعی است. پس از آن پر از آرامش و شادی گردید. سپس خداوند با او صحبت کرده و به او گفت که برو و با دخترت صحبت کن. صبح زود بود و فکر کرد که دخترش الآن در خواب است ولی با اینحال به بالای تخت دخترش رفت و متوجه شد که دخترش ۳۰ تا قرص خورده تا خود کشی کند. ژیلا سریعا دخترش را به بیمارستان رساند. در آنجا او را درمان کرده و بهبود یافت. دکترها گفتند: «اگر تو یک ساعت دیر کرده بودی دخترت حتما مرده بود. این یک معجزه است که او زنده است.» بعد از دوماه ژیلا با مشاوران شبکه تماس گرفت و شهادت زندگی خود را داد و درخواست انجیل نمود.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Jaleh was a poet from Esfahan, Iran. She had a very hard life, divorced and depressed. Couldn’t sleep for 20 years. She had to take all kinds of pills to functional normally. One night she was watching TV and came across Mohabat channel. She watched for 10 hours continuously. She cried and asked God that “I want the same God that they have!” That night for the first time she prayed to Jesus and asked Him to cleanse her off all her sins and to give her a sign that He is real. She went to sleep for the first time in 20 years. She woke up and found two whole eggs and a towel next to her bed. She took that as a sign from Jesus that He is real indeed. She was filled with so much peace and love. Then the Lord told her to go and talk with her daughter. It was very early in the morning, and expected to see her asleep, but she did go to her bed anyway. She found out that she had taken 30 pills to put an end to her life. She immediately took her to the doctors and she was treated and healed. The doctors said if you were an hour late she would have died. It is a miracle that she is alive. She called after two months to tell us her testimony and ask for Bible.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


خداوند همیشه با من است…God is always with me

مارس 11, 2016

قوی و دلیر باش خداوند با توستشیلا برای دعا با مشاوران شبکه تماس گرفت. یک ویروس ناشناخته تمامی بدن او را فرا گرفته بود بطویکه می بایست شیمی درمانی نماید. مشاوران با او برای شفایش دعا کردند. هنگامیکه مشاوران با او در تماس بودند متوجه شدند که مایل است قلبش را به عیسی مسیح بسپارد پس با او دعا کرده و او زندگیش را تسلیم مسیح نمود. شیلا روز بعد از بیمارستان تماس گرفت و گفت: «از زمانیکه با مشاوران تماس گرفتم و با آنها دعا کردم بسیار احساس سبکی، آرامش و خوشحالی می کنم.» همچنین می گوید که اتاقش را اصلا دوست نداشته پس دعا کرده و از خداوند خواسته که مسئولین بیمارستان اتاقش را عوض کنند. شیلا از مشاوران درخواست کرد که در دعاها او را به یاد داشته و می داند که خداوند همیشه با اوست و او را شفا خواهد داد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Shila called for prayer for healing. An unknown virus has entered her body and she needs to have Chemotherapy. We prayed with her for healing. While talking we realized that she is not born again. So we explained to give our hearts and life completely to Jesus. She did and cried. She called the next day from the hospital. She was in complete peace. She said since we prayed I am so light and blessed and happy. She even didn’t like her room she prayed and the Lord answered and they changed her room. She said to keep her in our prayer and she knows that God is with her and He will heal her.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

 


عیسی همه چیز من است…Jesus is my everything…

مارس 1, 2016

عیسی همه چیز من استمرد افغانی از کشور سوئد با شبکه محبت تماس گرفت و در خواست دعا کرد. او هنگامی که برنامه های شبکه را مشاهده میکرده به عیسی مسیح ایمان آورد. او می گوید که همسر و فرزندانش او را بدلیل ایمانش به مسیح رها کرده اند. او مجبور به فرار از کشورش به اتریش شد و در آنجا به کلیسای فارسی زبان رفت و غسل تعمید گرفت. در روزی که تعمید آب میگرفت یکی از فامیلهای نزدیکش وارد کلیسا شده و آب جوش بر رویش ریخت. ولی ریختن آب جوش مانع گرفتن تعمید آبش نشد. بعد از اینکه تعمید آب گرفت به بیمارستان برای مداوای سوختگیش رفت. او می گوید که تمامی دوستان و فامیلهایش او را ترد و ترک کرده اند ولی از اینکه عیسی مسیح را دارد بینهایت خوشحال میباشد. عیسی همه چیز من است و او را با هیچ چیزی عوض نخواهم کرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

An Afghan man called from Sweden asking for prayer. He came to faith while watching our program. He said his wife and kids left him because he became Christian. He had to run from his country. He went to Austria to a Persian church and he asked for water baptism. On the day of his baptism his cousin came to church and through boiling water on him. That did not stop him. After he got his water baptism he went to emergency room for his burnt treatment. He said everyone in my family and relatives are against me and I only have Jesus. I am beyond happy to have Jesus in my life. He is my everything and won’t change him with anything else.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here