هنرهای بصری و ایمان مسیحی : بخش اول

سپتامبر 6, 2012

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس

در ابن مقاله کوتاه، نگاه اجمالی بر هنرهای بصری و ارتباط آن با ایمان مسیحی و مسائلی که پیرامون آن مطرح می شود، خواهم داشت. شاید لازم باشد پیش از هر چیز، نخست برای فهم بهتر و نهادن بنیادی صحیح، هنر را تعریف کنیم. «در معنای اصطلاحی هنر، اختلافات زیادی به چشم می خورد كه نشان می دهد هنر به خاطر عمق و گستردگی و ظرافت خود، در عین پیدایی ناپیداست؛ چنان كه تولستوی، نویسنده كتاب معروف «هنر چیست؟» می نویسد: «براستی هنر كه از دیرباز از زمان افلاطون و ارسطو این همه گفت و گو در پیرامون خود برانگیخته، چیست؟ آیا هنر از درون انسان بر می خیزد؟ آیا مائده ای است آسمانی كه از ماورای ابرها به روح و جان حلول می كند؟ یا نه، آمیزه ای است از تمامی اینها و یا به باور «فروید» تبلور امیال سركوفته آدمی است؟» «هنر وسیله ای است برای ثبت و ضبط احساس انسانی در قالب مشخص و نیز انتقال آن در خارج از عوالم ذهنی و همچنین تفهم آن احساس هنر به دیگران است»»

هنر هرچه باشد و به هرگونه آن را تعریف کنیم، مطمئنا با من هم عقیده خواهید بود اگر بگویم، که در تعریف فرهنگ جامعه و ارائه جهان بینی ها نقش عمده ای دارد. به قول مارسل پرآست، از طریق هنر می توانیم جهانبینی دیگران را بشناسیم. و زمانی که صحبت از جهانبنی و باور پیش کشیده می شود، ارزیابی اثر هنری، تنها محدود به خلاقیت و اصول زیباشناختی نمی گردد. جهانبینی و اعتقادات، تنها احساسات ما را بر نمی انگیزند بلکه اخلاقیات، روش زندگی و آخرت ما را نیز جهت می بخشند. همچنین در این گفتار، هنری که ایمان مسیحی را بتصویر می کشد و یا شاید بهتر است بگوییم، ایمان مسیحی متبلور شده در هنری که آن را نمایان می سازد، جستجو خواهیم کرد.
حیطه تفحص ما، بسته به مقطع زمانی که خود را به آن محدود خواهیم کرد، منحصر خواهد بود. به عنوان مثال هنر، تعریف آن و جایگاهش در قرون اول، وسطی و عصر حاضر تفاوتهای ژرفی دارد. مسلمأ تصاویر دیجیتالی، کارتون و فیلم، پدیده ای تازه هستند. اما در تمام این دوران، آنچه در بالا اشاره کردیم، هنوز صدق می کند. هنر همواره به عنوان وسیله ای جهت ابراز باورها و جهانبینی ها مورد استفاده قرار گرفته است. تاریخ دان آلمانی، هنس روکماکر می گوید: هنر، آنچه را که فلسفه در کلمات بسیار دقیق و از پیش اندشیده بیان می کند، به تصویر می کشد. نانسی پیرسی، در کتاب خود، «نجات لئوناردو» از ژان پال سارته نقل قول می کند. سارته در نقد خود از کتابی می گوید: «هنر او را دوست داشتم اما با دیدگاه متافیزیکی وی مخالفم»
او در یکی از فصول کتاب خود، به دوره های گوناگون در طی تاریخ نظر کرده، فلسفه حاکم زمان را که از هنر برای انعکاس جهانبینی خود، بهره جسته در آثار بصری جستجو می کند. به عنوان مثال، یونان باستان توجه بسیار زیادی به علم هندسه و ریاضیات داشت. این اعتقاد که حقیقت غایی در ریاضیات نهفته است، باور بسیاری بود. ریاضی و رابطه آن با موسیقی و گستره علم هندسه در حیطه های گوناگون زندگی، توجه بسیاری از فلاسفه را به آن جلب نموده بود. پتاگوروس معتقد بود که اعداد، نیروی الهی هستند که جهان را قائم و در نظم نگاه داشته است. او حتی بنیانگذار مذهبی گشت که معتقد بود، با مطالعات ریاضیات و موسیقی، شخص می تواند به تنویر روحانی دست یابد. این اعتقاد به دنیای هنر نیز سرایت کرد. اگر زیبایی بازتاب، بنیاد و بستر نظم و ترتیب جهان است، بنابراین باید با ریاضیات مرتبط باشد. مجسمه سازان، از قوانین ریاضی برای تراشیدن و شکل دادن تندیس مجسمه ها، جهت درست کردن اندامی موزون و متناسب بهره جستند. پولیکلایتس، مجسمه ساز متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد در مورد تندیس آپولو می گوید: «آپولو زیباست زیرا که بدن او از تناسب , موزونی خاصی برخوردار است زیرا که شریک زیبایی الهی ریاضیات می باشد» آثار تراشیده هنرمندان، نمایانگر انسان ها عادی نبودند، زیرا که بدن هیچ کس، چون این مجسمه ها، از توازن کامل برخوردار نبود. فلسفه هم به فردیت توجه نمی کرد، بلکه با داشتن نظری جهانشمول و ایده آل، جای دنیای حقیقی را گرفته بود. و این، آن چیزی بود که آثار بصری، به تصویر می کشیدند: فلسفه روز.

تصویر سمت راست: تندیس آپولو تصویر سمت چپ: تندیس ونووس

اما در این میان کلیسا چه نقشی داشته است؟ آیا مسیحیان توانسته اند که از این ابزار رسا و پرجلوه استفاده سودمندی نمایند؟ آیا کلیسا هیج نقشی در تعیین حصار این قلمرو داشته است؟
با پا به عرصه گذاشتن دنیای دیجیتال و رسانه های تصویری، عرصه هنر بسیار وسیعتر و موثر تر از پیش گشت. پیوستن هنرمندان نقاش و پرورش آنها در این حرفه، فرصتی را به هنرمند بخشید تا واضحتر و کارگرتر اندیشه خود را در معرض بینندگان قرار دهد. پیوستن داستانسرایی، موسیقی و تصویر، سه دنیای پرجلال هنر، در فیلم و تصویر متحرک، هنری جدید را خلق کرده که نفوذ و تاثیر گذاری آن، این هنر را در رسته ای بی همتا قرار داده است. اما بهره برداری هنرمندان از این وسیله، یعنی رسانه های دیجیتالی، بخاطر هزینه سنگین و مسائل فنی که با آن درگیر می شد و دلایل بسیاری دیگر، ناچیز بود. در عوض سرمایه گذاران، شرکتهای تجارتی و موسسات خصوصی با پرداخت هزینه های لازم و استخدام هنرمندان، از ایشان به عنوان ابزاری برای انعکاس خواسته ها و باورهای خود سود جستند، و هنرمندان به نوعی نقش زبان و وسیله ای جهت ابراز باور دیگران بکار رفتند. البته این نفوذ و تاثیرگذاری محدود به امروز نمی گردد، بلکه در گذشته، کلیسا نیز از قدرت اعجاب انگیز هنر آگاه بوده از آن برای مدتهای طولانی برای بیان باورهای دینی بهره جست.

پاورقی:

http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=8003
Marcel Proust, cited by Nancy Pearcey (Saving Leonardo)

Hans Rookmaaker, «Pondering four modern drawings,» in Modern Art and the death of a Culture, the Complete works of Hans Rookmaaker, vol. 5. Ed. Marleen Hangelaar-Rookmaaker (Carlisle: Piquant, 2003), 227
Saving Leonardo, a call to resist the secular Assault on Mind, Morals, & Meaning, by Nancy Pearcey, B & H Publishing, 2010, p77
Ibd p78-79

اگوست 2012
ادوین کشیش آبنوس

ادامه دارد

برای مقالات بیشتر به وبلاگ زیر مراجعه فرمایید

edwinabnous.wordpress.com

Advertisements

فصل جدید برنامه پژواک

ژوئیه 31, 2012

دوستداران عزیز برنامه پژواک،

همانطور که اطلاع دارید ما در انتهای فصل دوم برنامه پژواک هستیم و بزودی بیننده فصل جدیدی از این برنامه خواهید بود.

در این سری، سعی ما بر این خواهد بود که همراه با نگاه داشتن ساختار اصلی، بخشهای جدید و متنوع دیگری به برنامه اضافه کنیم و در کنار مجریان همیشگی، افراد تازه‌ای نیز در این فصل ما را یاری خواهند کرد. (شرکت خواهند کرد)

افراد جدید هر کدام در بخشهای متفاوت با تمرکز بر موضوعات گوناگون شما را خدمت خواهند داد.

لازم به ذکر است که برنامه از یک روز به سه روز در هفته افزایش خواهد یافت و در هر روز ما به مدت یک ساعت مهمان خانه‌های شما خواهیم بود.

مایل هستیم نظرات و پیشنهادات شما شکل دهنده این برنامه باشد و ما را در ساختار و انتخاب موضوع یاری دهد.

با سپاس فراوان

pezhvak@mohabat.tv


روز مادر از چه زمانی جشن گرفته می شود؟

مه 10, 2011

در انگلستان اولین جشن روز مادر یا یکشنبه مادر (Mothering Sundy) برای بزرگداشت کلیسا به عنوان مادر مذهبی، توسط شاه هنری سوم ( 1216 تا 1239 میلادی)  بنیانگذاری شد و او سومین یکشنبه ماه مارس را برای این جشن انتخاب کرد. (که تقریباً همزمان با عید نوروز خودمان میشود) بعد از دوره رنسانس هم این سنت همچنان برقرار بود. در این روز خدمتکاران دختر و پسر مجبور نبودند کار کنند و میتوانستند به دیدار والدین خود بروند. اکثر آنها در این روز یک شیرینی مخصوص مادر باخود به خانه میبردند. در تورینگن آلمان هم یکشنبه مادر جشن گرفته میشد و افراد به دیدار اقوام خود میرفتند و برایشان شیرینی یا غذائی میبردند. در ایالت شامپانی در فرانسه و در بلژیک هم چنین مراسمی برگزار میشد. براساس گزارشهای موجود از سال 1644 میلادی به بعد این مراسم بدون ارتباط با مسائل کلیسائی برگزار میشد و فرزندان و نواده گان در خانه مادر بزرگ جمع میشدند و جشن میگرفتند. چقدر به دیدار فرزندان از بزرگان خانواده در عید نوروز شباهت دارد.

در سال 1872 خانم جولیا وارد هووه (Julia Ward Howe) ، نویسنده و حقوقدان آمریکائی، پیشنهاد کرد که یک روز ملی به نام روز مادر انتخاب شود. بعدها خانم آنا جارویس (Anna Jarvis) این فکر را تعقیب کرد و با اجرای مراسمی مذهبی در دومین یکشنبه ماه مه 1907 ، به مناسبت بزرگداشت مادر درگذشته اش، این روز را جشن گرفت. بالاخره در سال 1910 ایالت ویرجینیای غربی این مراسم را رسما برگزار کرد و به دنبال آن ایالتهای دیگر هم به این مراسم روی آوردند بطوری که ویلسون رئیس جمهور آمریکا در سال 1914 روز 8 ماه مه را به عنوان روز مادر در سراسر آمریکا اعلام کرد. بزودی ارسال هدیه و کارتهای تبریک به مناسبت روز مادر رواج یافت.


خون مسيح

مه 10, 2011

يكي از بزرگترين گفته‌هاي كتاب مقدس اين است: «بدون ريختن خون بخشايش (گناهان) نيست.» (عبرانيان 9: 22). خدا مي‌فرمايد: «خون است كه براي جان كفاره مي‌كند.» (لاويان 17 : 11)

عيسي فرمود: « اين است خون من … كه براي بخشش گناهان ريخته مي‌شود.» (متي 26 : 28)

در ابتدا خدا انسان را بدون گناه آفريد. ولي بعد شيطان او را وسوسه كرد و او تسليم شد. خدا مي‌فرمايد: « هر كسي كه گناه كند، خواهد مرد.» (حزقيال 18 : 4). وقتي بشر در گناه افتاد، هلاكت بسوي او آمد و گناه و مرگ به تمام بشر سرايت كرد.

كتاب‌مقدس مي‌گويد: «خطاياي شما، شما را از خدايتان جدا كرده ‌است و گناهان شما روي او را از شما پوشانيده ‌است.» (اشعياء 59 : 2) و «مزد گناه مرگ است.» (روميان 6 : 23)

بشر تشنة خدا است و در جستجوي او است، ولي گناه راه او را بسته و مانع يافتن خدا گشته ‌است.

در هر كشوري اشخاص مذهبي راههاي گوناگوني اختراع كرده‌اند كه بوسيلة آن‌ها كوشش مي‌كنند به خدا رسند. عده‌اي بتهاي چوبي و سنگي را عبادت مي‌كنند. عده‌اي خود را رياضت و زجر مي‌دهند. عده اي بخور مي‌سوزانند. عده‌اي حيوانات را قرباني مي‌كنند. عده‌اي ديگر در جلوي بتهاي زيبا دعاهاي طولاني مي‌خوانند. عده‌اي به زيارت معبدها مي‌روند. ولي دوست عزيز، هيچكدام از اين چيزها قدرت ندارد گناه تو را پاك سازد و تو را بسوي خدا برگرداند. فقط يك راه وجود دارد: خون عيسي مسيح، فرزند خدا، براي بخشش گناهان تو ريخته شد.

قرن‌ها بشر در تاريكي مشغول جستجوي راه صلح با خدا بوده‌است. چرا؟ زيرا خدا انسان را خلق كرده و به همين دليل انسان طبيعتاً مايل است با خدا معاشرت كند. ولي بشر فراموش كرده‌است كه نيروي گناه او را در گمراهي و تاريكي نگاه داشته و او با وجودي كه خدا را جستجو مي‌كند نميتواند هرگز او را پيدا كند.

مردم با آه و ناله مي‌پرسند: « چطور مي‌توانم خدا را پيدا كنم؟ چگونه مي‌توانم آرامي پيدا كنم؟ چگونه ممكن است از باري كه در قلب خود دارم آزاد شوم؟ از چه راهي بايد بروم؟ آيا راه بهتري وجد دارد؟»

آري دوست عزيز، راه بهتري وجود دارد. عيسي مي‌فرمايد: «من راه و راستي و حيات هستم.» (يوحنا 14 : 6). او مي‌فرمايد: من خون خود را در بالاي صليب براي بخشش گناهان تو ريخته‌ام. به من ايمان بياور. نزد من بيا و من به تو حيات خواهم بخشيد. آرامي و سلامتي خود را به تو مي‌دهم.

دنيا شبيه عده‌اي است كه در تاريكي شب كشتي آن‌ها شكسته است، طوفان در حال غرش است و مرگ در انتظار آن‌ها است، مگر اينكه كمكي به آنها برسد.

در تاريكي فرياد مي‌كنند: آيا اميد كمكي هست؟ من به آنها جواب مي‌دهم: آري كمك وجود دارد. راه اين است. عيسي مسيح راه است. در او امن و امان هست.

دوست عزيز، آيا امروز مي‌تواني بخون او اطمينان داشته باشي؟ در خون مسيح قدرتي وجود دارد كه مي‌تواند هر گناه را از زندگي تو دور سازد.

كتاب‌مقدس به ما مي‌گويد: «زيرا خريده شده‌ايد… نه با نقره و طلا بلكه بخون گرانبها…يعني خون مسيح.» (اول پطرس 1 : 18 و 19).

شيطان ما را در گناه اسير كرده ‌است. ولي وقتي مسيح جان خود را داد و خون خود را ريخت بهاي آزادي ما پرداخته شد. تو نمي‌تواني خود را از گناه نجات بدهي. تو نمي‌تواني با پول قيمت آزادي خود را بپردازي. فقط خون فرزند خدا كه كامل و بي‌گناه است قدرت دارد تو را از نيروي گناهانت آزاد سازد.

من نمي‌توانم اين موضوع را به خوبي شرح دهم. عيسي فرمود« فقط ايمان بياور!»

تو هنگامي صلح و سلامتي او را پيدا خواهي كرد كه به كلام او اعتماد داشته باشي. ايمان همين است.

كتاب‌مقدس همچنين مي‌گويد: «اكنون در مسيح عيسي شما كه در آن وقت ( به علت گناه از خدا) دور بوديد بوسيله خون مسيح نزديك شده‌ايد.» (افسسيان 2 : 13).

گناه ما را از خدا جدا مي‌كند. ولي عيسي قيمت گناهان ما را پرداخت و اكنون ما بوسيله خون فرزند خدا نزد او برگردانيده شده‌ايم. اگر به خون او اطمينان داشته باشيم و ايمان بياوريم كه براي ما ريخته شده‌است،‌ مي توانيم دوباره در حضور خدا بايستيم و ايمان داشته باشيم كه مال او هستيم. كتاب‌مقدس مي‌گويد: « براي كسانيكه در مسيح عيسي هستند هيچ محكومتي وجود ندارد.» (روميان 8 :1).

آيا اين حققت بسيار عالي نيست؟

علاوه بر اين خون عيسي مسيح ما را عادل مي‌سازد. بطوريكه كتاب‌مقدس مي‌گويد: «الان كه به خون او عادل شمرده‌ شديم بوسيله او نجات خواهيم يافت.» (روميان 5 : 9). معني اين آيه اين است كه ما را بطوري پاك و بي‌گناه مي‌سازد مثل اينكه اصلاً گناه نكرده‌ايم. وقتي مسيح را قبول مي‌كنيم،‌خدا به ما طوري نگاه مي‌كنند مثل اينكه هرگز گناه نكرده‌ايم. همچنين خون او به ما صلح و آرامي مي‌بخشد.

كتاب‌مقدس مي‌گويد: «بوسيلة ‌خون صليب او، صلح و آرامي را بوجود آورد.» (كولسيان 1 : 20). تا وقتي ايمان نياوري كه خون او گناهانت را پاك مي‌سازد، ‌هرگز آرامي حقيقي را در روح خود نخواهي داشت. خواهش مي‌كنم همين امروز اين كار را انجام بده!

علاوه بر اينها خون مسيح ما را پاك مي‌سازد. كتاب‌مقدس به ما مي‌گويد: «خون پسر خدا، عيسي مسيح، ما را از هر گناه پاك مي‌سازد.» (اول يوحنا 1 : 7). نه فقط بعضي از گناهان را بلكه تمام گناهان خواه كبيره باشد خواه صغيره.

هيچكس بيش از اندازه بد يا شرير نيست. هيچكس بيش از اندازه گمراه و ناپاك نيست. خدا حاضر است هر گناهي را ببخشد و تو را پاك سازد و آرامي عطا فرمايد بشرطي كه اكنون به خون فرزند او اطمنيان داشته باشي.

او مي‌فرمايد: «شرارت ايشان را بخشيده  و گناه ايشان را ديگر بياد نخواهم آورد،» (ارميا 31 : 34). آيا اين حقيقت بسيار عالي نيست؟

وقتي گناهانت بخشيده شد آن وقت او بدن تو را هم شفا خواهد بخشيد و تمام مرضهاي تو را برطرف خواهد ساخت. او مي‌خواهد كه تو امروز آرامي روحي و سلامتي جسمي داشته باشي! پس به او ايمان بياور و همين حالا به نام عيسي و به خداوند اطمينان داشته‌باش!

ت.ل. آزبورن


ماموریت ما

دسامبر 20, 2010

دوستان عزیز

این پیام را بطور مخصوص برای عزیزانی مینویسم که از زمینه اسلامی به عیسی مسیح خداوند ایمان آورده اند

مدتی است که این مطلب در قلب من سنگینی میکند و حال که چند روزی بیشتر تا فرارسیدن میلاد مسیح خداوند باقی نمانده فکر  کردم شاید خوب باشد که آن را با شما نیز درمیان بگذارم و همه ما با هم سال نو میلادی را با این اندیشه و هدف آغاز کنیم

ادامهٔ مطلب »


ویلیام بارکلی و آر تی فرانس و دیگران

نوامبر 1, 2010

 

هفته گذشته در برنامه پژواک پرسشی را بصورت گذرا مورد مطالعه قرار داده و آن را پاسخ دادیم

برخی از بینندگان از ما خرده گرفتند که چرا از نویسنده و مفسر کلامی چون ویلیام بارکلی نقل قول شد که خود معجزات مسیح را باور نداشته و یک یونیورسالیست می باشد.

در ابتدای پاسخ به این پرسش اشاره کردیم که نقل قول از این شخص به معنی اینکه وی یک مرجع و اقتدار تعلیمی باشد نبوده صرفا قصد ما استفاده از پژوهشهای ارزشمند ایشان از فرهنگ و زبان عبری بوده است. اطلاعات تاریخی که در سری کتب تفسیر بارکلی وجود دارد مورد استفاده بسیاری از شبانان در سراسر دنیا و همنیطور شبانان ایرانی ما قرار گرفته است و می گیرد

صرف اینکه این شخص دارای دیدگاههای ناردست الهیاتی است به این معنی نیست که می توان بسادگی و نابخردانه تمامی صحبتهای او را بی ارزش انگاشته او را رد کنیم. همانطور که بسیاری از پدران کلیسا که مردان خدا بوده اند و کلیسا را برای سالیان و قرنهای متمادی تحت تاثیر تعالیم الهیاتی خود قرار داده اند همیشه سخنان صحیح و تعلیم اورتودکسی نداشته اند. افرادی نامداری چون طرطولیان،‌آگوستین و اروجین و غیره…اما هنوز هم از آثار ایشان نقل قول شده و استفاده می شود.

عدم توجه به تاریخ مسیحیت و رشد و تحول فکری کلیسا در ارایه آموزه های مسیحی ما را در نادانی و جهل باقی گذارده باعث می شود که نادانسته وارد بدعتها و تفکرات غلطی که کلیسا یکبار سر آنها جنگ کرده وامروز مسیر خود را می داند، شویم.

یکی دیگر از نکاتی که یک معلم کلام و شبان باید در نظر بگیرد این است که باید از تجربیات و تعالیم دیگران بهره جست و آنها را با فکری باز و با موازین کلام خدا مورد بررسی قرار داده در دانش خود رشد کنیم. معلم کلامی که خود را بی نیاز از بهره گیری از دانش دیگران بداند، یا آنچنان با خدا رابطه بسیار مستقیم و غیرمعمولی دارد که تا بحال کسی در تاریخ کلیسا از آن بهره نجسته و یا اینکه در غرور و خودشفتگی چنان فرو رفته است که نیاز به تعلیم را نمی بیند.

بنابراین قصد ما در این برنامه تشویق عزیزان برای تحقیق و جستجوی بیشتر در باب ایمان خودشان است.

برای آن دسته عزیزانی که گمان می برند که دیدگاهی که در ویدیو فوق ارایه شده است متعلق به گروهی لیبرال است ، در کامنت زیر که پیشتر در جایی دیگر کذاشته شده بود، آر تی فرانس را معرفی می کنیم که او هم یک مسیحی کانسروتیو بوده ولی دارای نظری متفاوت با آن دسته است که این بخش را یک معجزه می دانند

امیدوارم که این بررسیها باعث رشد کلیسای مسیح شده و در نهایت بتوانیم در بلوغ روحانی با احترام به یکدیگر همدیگر را پذیرفته ، تحمل شنیدن صحبتهای طرفین را داشته باشیم

 

یادمان باشد که آمده باشیم و تلاش کنیم تا دلیل ایمان خود را توضیح دهیم

 

 

چرا به آنچیزی که باور داریم، ایمان داریم

 

———-

اگر اجازه بدهید برای عزیزانی که احیانا علاقمند هستند توضیحی بدهیم

یکی از تفاسیری که در این بخش از انجیل متی وجود دارد همینی است که شما می فرمایید و گفته می شود که این معجزه بوده است.

اما مفسرین معتبر دیگری هم هستند (مثل آر.تی.فرانس که در دانشگاه الهیاتی لندن هم تدریس نمودند و پژوهشگر و متخصص عهد جدید می باشند) با تایید تمام معجزات کتاب مقدس (که همه ما آنها را معجزه دانسته و تایید می کنیم) می گویند که به دلایلی این قسمت را می توان بنوعی دیگری هم فهمید و احتمال دارد که این مبحث اصلا معجزه ای در کار نبوده است.

پرسشهایی که در این بخش مطرح می شود چند مسئله را در بر می گیرد.
همینطور که در ویدیو بالا گفته شد متن رسا نیست، چرا؟ چون متی به ما این گزارش را نمی دهد که پطرس ماهیی را صید کرده باشد در دلش سکه ای بیابد

و عدم این گزارش باعث می شود که مفسیرین گزینه های دیگری را هم مورد بررسی قرار دهند

پرسش دیگری که در پیرامون این بخش از انجیل متی مطرح می شود ، مسئه معجزه برای نیازهای مادی است. و گروهی اشاره می کنند که همانگونه که مسیح در بیابان از الوهیت خویش برای رفع نیازهای مادی و جسمی خود سو استفاده نکرد، بنابراین بنظر می رسد که بر طبق الگویی که مسیح خود نهاد ، این قسمت نمی تواند به همین سادگی یک معجزه خواند

پرسش دیگری که لازم به توضیح هست این است که آیا خدا معجزه ای برای ما خواهد کرد هنگامی که خود قادر بوده و قابلیت انجام آن کار را داشته باشیم؟
به عنوان مثال، اگر باک بنزین ماشین ما خالی است، آیا با دعا کردن پر می شود و یا اینکه ما خود باید آن را پر کنیم؟ چیزی که ما قابلیت و قدرت انجامش را داشته باشیم باید انجام داد و خدا خدمت گزار ما نیست

پرسش دیگر در این مطلب ، هدف و مقصود معجزات در کتاب مقدس است.

همانطور که می دانید واژه معجزه در کتاب مقدس وجود ندارد و این حوادث
ماورالطبیعه که اللبته معجزه هستند با واژه های دیگری چون آیات و نشانه و قوات معرفی و ارائه شده اند.
اگرهم در جایی واژه معجزه را یافتیم، باید بدانیم که در اصل یونانی این واژه معجزه نیست و در ترجمه اینگونه بیان شده است

آیت و نشانه نیز برای اشاره و جلب توجه ما، چون علامات و پیکانهای کنار جاده
انجام وظیفه می کنند. و اما معجزات آیات و نشانه های چه هستند؟ نشانه اثبات انجیل

مسیح هم گفت که اگر به گفته های من باور ندارید به اعمال من نگاه کنید
و نویسنده رساله عبرانیان هم در باب 2 در آعاز آن فصل به همین مسئله بنوعی دیگر اشاره می کند

اما پرسش مربوط به این قسمت این است که اگر باید از این متن یک معجزه نیتجه گیری کرد، آیا در جهت اثبات انجیل بوده است؟

و اما آر.تی فرانس (امیدوارم که دیگر عزیزان بهانه ای از نقل قول مفسیرن لیبرال را نداشته باشند) در تفسیر خود در این بخش حتی به یک چیز کاملا متفاوتی اشاره می کند(که البته من شخصا با دلایلل وی موافق نیستم ولی به هرجال تفسیری است که برخی بدان در این مورداشاره می کنند) او با اشاره به نمونه هایی که در تاریخ و رویایت وجود داشته توجه می کند. روایت رایجی که در آن زمان به داستانهیی اشاره می کند که مردم انگشترها و سکه هایی از دهان ماهیان صید شده پیدا کرده اند که در برخی از آثار تاریخی این گزارشات ثبت شده است.

فرانس می گوید که اساسا صحبت عیسی اینجا کنایه ای است به وضعیت مالی بدی که خود و شاگردان داشته اند. آنها می گوید که عیسی به شوخی و کنایه به پطرس گفته است که برو شاید شما هم در صید یک ماهی پولی از دهانش پیدا کردی(با اشاره به داستانهای رایج آن زمان) که البته این نوع تفسیر چندان پدیرفته نیست

تفسیر رایح دیگری نیز وجود دارد و آن اشاره به اصطلاحی بوده است که در آن زمان برای کسب و کار وجود داشته است. (در فلان کار پول هست) وجالب اینجا است که عیسی به پطرس ماهیگیر می گوید برو ماهی بگیر

به هرحال فصد بنده در این توضیح کوتاه این بوده است که به عزیزانی که اهل مطالعه هستند و مایلند تا چند تا تفسیر کلام را که در جامعه مسحی وجود دارد را یاد بگیرند.

البته زمانی که با یکی از دوستانی که در این فورم کامنت تندی گذلشتند تلفنی صحبت کردم ، اظهار داشتند که «من از کتاب تفسیر استفاده نمی کنم» من خدا را شکر می کنم برای مردان خدایی که خداوند بوضوح با ایشان صحبت می کنتد بنده بیشتر دوست دارم پیشنهاد برادر افشین را که البته پیش از اینکه ایشان اشاره هم بکنند در آن مطیع بودم، پیش بگیرم، یعنی مطالعه و تحقیق

در طی این چند روز با شبانان معلمان کلامی که در جامعه مسیحی ایرانی در تعلیم کلام ید طولایی دارند صحبت کردم ، این عزیزان نیز با تفسیر بنده موافق بوده اند.دلیل اشاره به این مطلب این است که در برنامه پژواک تفسیر اختراع نمی شود، بلکه انعکاس تعالیمی است که در جامعهی مسیحی مطرح است. اگر این تفسیر آزاداندیشانه و خلاف کلام باشد، بنابراین عزیزان شبانی که معلم همه ما هم بوده اند باید از کار شبانی کناره بگیرند.

و امیدوارم در این فضای کوتاه نسبتأ توانسته باشیم که یک نظر کلی اما «کارشناسنانه» را که عزیزان در مقالات گفته بودند که در این برنامه وجود ندا ارائه داده باشیم

عزیزان بررسی تفاسیر و دیدگاههای مختلف ما را لیبرال نمی سازد. معنی واژه و لقب لیبرال چیز دیگری است که به فیض خدا در برنامه های آینده در این باب هم شاید صحبت کردیم

خداوند شما را برکت دهد


تاریخچه مراسم هالوین

اکتبر 27, 2010

دوستان عزیز برنامه سیمای مسیح بنابر درخواست شما مقاله ای را که تحت عنوان مراسم هالوین در برنامه دوشنبه گذشته درمیان گذاشتیم را خدمتتان قرار میدهیم

در کشور آمریکا شیطان پرستی در شمار مذاهب رسمی است. به این مفهموم که بطور قانونی به ثبت رسیده و از پرداخت مالیات هم معاف میباشد. امروزه میبینیم که شیطان پرستان دارای دانشکده ویژه خود میباشند تا جاییکه صدها دانشجو در رشته علوم شیطان پرستی و جادوگری تحصیل می کنند. حتی به زندانیان شیطان پرست اجازه میدهند که آداب و رسوم خاص مراسم عبادتی خود را انجام دهند. متاسفانه بیشتر پیروان این مذاهب شیطانی؛ سیاسیتمداران؛ پزشکان؛ افرادی در رده های بالای پلیس و حتی افراد کشیش نما به ظاهر .خادم کلیساهستند

خوب است که بدانیم جشن هالوین زیر بنای شیطانی و بت پرستی دارد. جشن هالوین آمیخته با شب مقدس کاتولیک هاست. شب یادبود مقدسین کلیسای کاتولیک در ماه می و از سال 843 میلادی آغاز شد. سپس برای خوشنودی حکومت و مردم رم این تاریخ را به اول ماه نوامبر تغییر داده اند. (روز جشن الهه درخت و میوه) سپس در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی اول نوامبر را به آخر اکتبر تغییر دادند. بدین سبب شب مقدسهالوین تبدیل شد؛ که انگلیسی ها با مهاجرت به آمریکا این رسم را به ارمغان آورده و اشاعه داد.

سی  و یکم اکتبر یعنی روز هالوین سال روز مادر زمین نماد برکت است. در گذشته های بسیار دور پیشینیان؛ انسانهای زنده را در زنبیل ها گذاشته بعنوان قربانی به مادر زمین تقدیم می کردند و با این تقدیم در واقع آنها را زنده به گور کرده؛ می کشتند. بنابراین رفته رفته این شب مقدس کاتولیک به شب هالوین و یا شب ظهور ارواح شریر تغییر یافته است در چنین روزی برای دستیابی به برکت فراوان (دام و غله) اولین فرزند خانواده را قربانی میکردند و باور داشتند که جادوگران سوار بر جاروی خود در آسمان به پرواز در میآیند و زنان با شیطان کارهای زشتی انجام میدهند. در این میان شیطان خود شیپور می نوازد و ارواح شریر بر بلندی تپه ها با جادوگران به رقص و پایکوبی می پردازند و در شب های مهتابی در زیر نور زرد ماه؛ گربه های سیاه؛ خفاش ها و جن و پری های با آنها همراهی و همکاری می کنند و همچنین اعتقاد داشتند که ارواح شریر همراه ارواح مقدسین در این شب بیرون میآیند. از این رو برای پذیرایی از آنها سیب و گردو و بادام و غذا و نوشیدنی در داخل سینی ها گذاشته تقدیم ارواح می کردند. هنگامیکه رومی های فاتحانه بریتانیای کبیر را تسخیر کردند جشن شیطان پرستی را به انگلستان و بالاخره مهاجرین انگلیسی این جشن را با خود به آمریکا هدیه آورند.

امروزه آنچه ظاهراً از این جشن میبینیم شادی برای بچه ها و تعارف و تقسیم شیرینی و شکلات است؛ اما در پس پرده قدرت شیطان است که تقویت می شود و همچنین گاهی دیده شده که شیطان پرستان در چنین شبی خوردنی ها و شکلات های مسموم در میان مردم توزیع می کنند. چنانچه به اخبار حوادث تلویزیون در شب هالوین توجه کنید حوادثی نظیر؛ آتش سوزی؛ ضرب و شتم و حتی مرگ و میر بیشتر از هر وقت دیگر به چشم میخورد. در این شب انسان بی خبر از حقیقت قربانی می شوند.

میگویند مردی به نام جک شیطان را فریب داد تا با او کاری نداشته باشد. وقتی جک در گذشت چون اجازه رفتن به بهشت یا جهنم به او داده نشد او خود را در تاریکی با نهادن زغال روشنی درون یک شلغم توخالی جستجو میکرد. امروزه مرسوم است که مردم از کدو بجای شلغم استفاده میکنند. با کمی تامل در می یابیمکه اسکلت؛ ماسک دراکولا؛ زخمهای مصنوعی روی صورت؛ تیوپهای خون مصنوعی؛ ماسک های گربه و سگ و خفاش؛ جارو؛ کدوی نورانی؛ بادام؛ سیب و خانه ها تزیین شده توام با نور زرد فقط یک جشن معمولی برای تفریح و داشتن وقتی خوش نیستند.

هنگامی که مسیحیت رواج یافت؛ دشمانان کلیسا با تحقیر و آزار مسیحیان در شب هالوین؛ شیطان را میستودند. پرستندگان شیطان جمجمه و مذبح و صلیب و منبر هم در برابر خانه های خود قرار می دادند و در قرون گذشته بر دیوارهای کلیسا صلیب های زشت کشیده مسیحیان را مسخره می کردند

برنامه سیمای مسیح هر دوشنبه شب به وقت ایران بصورت پخش زنده از شبکه محبت پخش خواهد شد.