وحشت و اضطراب…Fear

 وحشت و اضطرابمژده صداهای وحشتناکی میشنید و سایه های تاریکی را در کنار خود حس میکرد و همیشه در ترس و اضطراب به سر میبرد.او  به یکی از دعانویس ها مراجعه نمود. دعانویس دعا را به او داده و میبایست این دعا را همیشه در هر جا با خود میداشت. ولی این دعا هیچ کمکی به مژده نکرد. حتی به دکتر مراجعه نمود. دکتر به او گفت هیچ معالجه ای برای تو وجود ندارد برو و خودت را بکش! در یک شب ترس شدیدی او را در بر گرفته بود بطوریکه نمی توانست بخوابد، دعا کرد که خداوند او را از این دنیا بردارد و در همان لحظه، هنگام عوض کردن کانالهای تلویزیون متوجه کانال محبت شد. او چند ساعت به طور متداوم برنامه های این کانال را مشاهده نمود و نمی خواست کانال را عوض کند و یا اینکه تلویزیون را خاموش نمایند. بنابراین تصمیم گرفت که با شماره ای که از این شبکه پخش میشد تماس بگیرد و از مشاوران شبکه درخواست کمک کند. هنگامی که او با مشاوران شبکه تماس گرفت، با آنها دعا کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت، در یک آن تمام صداهایی که سالهای میشنید، دیگر نبود. او تمامی چراغها را خاموش کرد و هیچ سایه سیاهی نیز در اطراف او وجود نداشت. مژده از ترس و اضطراب خود آزاد شده بود! روز بعد  با برنامه زنده شبکه تماس گرفته و شهادت زندگی خود که عیسی مسیح چگونه زندگی را به او بازگردانده است و او می تواند در آزادی و آرامش زندگی کند، را با بییندگان شبکه درمیان گذاشت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Fereshteh used to hear sounds and see dark shadows around her. She was always in fear. She went for prayer to an Islamic clerk. They wrote down a prayer for her that she had to have with her all the time. It didn’t help. She went to a doctor. He said there is no hope for you  go and kill yourself! One night she was fearful and could not sleep, prayed that God would end her life when she came across our channel. She watched for couple hours straight. She could not change the channel or turn off the TV, so she called the number on the screen and asked for help. When she prayed to accept Jesus as her Lord and Savior, the sound stopped. She turned off the lights and there were no dark shadows around her. She was freed! She gave a testimony on the live show next day that Jesus gave her life back and she can live free and in Peace.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: