برو و آرامش من با تو خواهد بود…go and my peace will be with you…

بصیر از ایران تماس گرفته و گفت که در مشکلات بسیاری بود و استرس بسیاری داشت بطوریکه قصد خودکشی داشت. او خود را به قصد کشتن زیر ماشینی که با سرعت بسیاری می آمد انداخت. او دید که عیسی در جلوی او ایستاده، جلوی او را گرفته و از او خواست که برخیزد و به او گفت: «برو و آرامش من با تو خواهد بود.» او با مشاوران شبکه تماس گرفت و توضیح داد که عیسی او را از مرگ نجات داده و آنچه که من باید انجام دهم این است که به مسیح ایمان بیاورم و مسیحی بشوم.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Basir from Iran had a lot of problem and was in so much stress that he tried to commit suicide. He threw himself in front of a speeding car to get killed. He saw Jesus standing in front of him, stopped him and told him to get up and said: “go and my peace will be with you”. He called us and explained that Jesus has saved him from death and what he should do to become a Christian.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here

1 پاسخ برای برو و آرامش من با تو خواهد بود…go and my peace will be with you…

  1. رویا می‌گه:

    من بیزارم از دینی که هیچ حقی به زن داده نمیشود و زنان مورد آزار و ظلم قرار می گیرند . حجاب اجباریست فرزندان کوچک ما از سن 6 سالگی که به پیش دبستان میروند باید مانتو شلوار بپوشند و مقنعه بر سر کنند در گرمای تابستان زیر آفتاب خیس عرق شوند و در کلاسهای درس با وجود داشتن معلم زن باید با همین لباسها بنشینند و عذاب بکشند . در زندگی فقط مرد دستور میدهد و هر چه او میگوید باید انجام شود و غیر این باشد از زور بازویش استفاده می کند و زنان ما فقط تحمل می کنند بسیاری از زندگیها با تحمل بدون عشق ادامه می یابد . هیچ لذتی در زندگی ها نیست شادی برای مسلمانان حرام است و هر کاری که به تو احساس شادی دهد گناه است در دوازده ماه سال سه ماه محرم و صفر و رمضان نباید کسی عروسی کند جشن بگیرد شادی کند بقیه ماهها هم بیشتر روزها یا سالروز شهادت امامان است یا وفات است و ایران کاسه داغتر از آش است که حتی بیشتر از اعراب عزاداری می کند و به عنوان دومین کشور غمگین جهان شناخته شده است . من سه سال است که مسیحی شدم ولی اطرافم همه مسلمانند نه کسی مرا می فهمد و نه دوستی مسیحی دارم که با او صحبت کنم فقط روز به روز از جهل این مردم بیشتر عذاب می کشم از زمانیکه درکم در این زمینه بیشتر شده بیشتر عذاب می کشم و رنج می برم گاهی وقتها نادانی به انسان آرامش بیشتری می دهد تا اینکه بدانی و نتوانی و نگذارند کاری کنی . دوست دارم همراه با خانواده ام از این کشور دیکتاتوری که هیچ آزادی بیان و اندیشه وجود ندارد بروم به جایی که آزادنه نفس بکشم دینم را خودم انتخاب کنم . جایی که با صدای بلند آزادی را فریاد بزنم که با آزادی بنویسم حرف بزنم وچیزی را از ترس پنهان نکنم . به همه خود واقعی ام را نشان دهم . دوست دارم با شما صحبت کنم و شما هم با من حرف یزنید به من ایمیل بزنید و راهنمایم باشید . دوستتان دارم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: