هنرهای بصری و ایمان مسیحی : بخش اول

نویسنده: ادوین کشیش آبنوس

در ابن مقاله کوتاه، نگاه اجمالی بر هنرهای بصری و ارتباط آن با ایمان مسیحی و مسائلی که پیرامون آن مطرح می شود، خواهم داشت. شاید لازم باشد پیش از هر چیز، نخست برای فهم بهتر و نهادن بنیادی صحیح، هنر را تعریف کنیم. «در معنای اصطلاحی هنر، اختلافات زیادی به چشم می خورد كه نشان می دهد هنر به خاطر عمق و گستردگی و ظرافت خود، در عین پیدایی ناپیداست؛ چنان كه تولستوی، نویسنده كتاب معروف «هنر چیست؟» می نویسد: «براستی هنر كه از دیرباز از زمان افلاطون و ارسطو این همه گفت و گو در پیرامون خود برانگیخته، چیست؟ آیا هنر از درون انسان بر می خیزد؟ آیا مائده ای است آسمانی كه از ماورای ابرها به روح و جان حلول می كند؟ یا نه، آمیزه ای است از تمامی اینها و یا به باور «فروید» تبلور امیال سركوفته آدمی است؟» «هنر وسیله ای است برای ثبت و ضبط احساس انسانی در قالب مشخص و نیز انتقال آن در خارج از عوالم ذهنی و همچنین تفهم آن احساس هنر به دیگران است»»

هنر هرچه باشد و به هرگونه آن را تعریف کنیم، مطمئنا با من هم عقیده خواهید بود اگر بگویم، که در تعریف فرهنگ جامعه و ارائه جهان بینی ها نقش عمده ای دارد. به قول مارسل پرآست، از طریق هنر می توانیم جهانبینی دیگران را بشناسیم. و زمانی که صحبت از جهانبنی و باور پیش کشیده می شود، ارزیابی اثر هنری، تنها محدود به خلاقیت و اصول زیباشناختی نمی گردد. جهانبینی و اعتقادات، تنها احساسات ما را بر نمی انگیزند بلکه اخلاقیات، روش زندگی و آخرت ما را نیز جهت می بخشند. همچنین در این گفتار، هنری که ایمان مسیحی را بتصویر می کشد و یا شاید بهتر است بگوییم، ایمان مسیحی متبلور شده در هنری که آن را نمایان می سازد، جستجو خواهیم کرد.
حیطه تفحص ما، بسته به مقطع زمانی که خود را به آن محدود خواهیم کرد، منحصر خواهد بود. به عنوان مثال هنر، تعریف آن و جایگاهش در قرون اول، وسطی و عصر حاضر تفاوتهای ژرفی دارد. مسلمأ تصاویر دیجیتالی، کارتون و فیلم، پدیده ای تازه هستند. اما در تمام این دوران، آنچه در بالا اشاره کردیم، هنوز صدق می کند. هنر همواره به عنوان وسیله ای جهت ابراز باورها و جهانبینی ها مورد استفاده قرار گرفته است. تاریخ دان آلمانی، هنس روکماکر می گوید: هنر، آنچه را که فلسفه در کلمات بسیار دقیق و از پیش اندشیده بیان می کند، به تصویر می کشد. نانسی پیرسی، در کتاب خود، «نجات لئوناردو» از ژان پال سارته نقل قول می کند. سارته در نقد خود از کتابی می گوید: «هنر او را دوست داشتم اما با دیدگاه متافیزیکی وی مخالفم»
او در یکی از فصول کتاب خود، به دوره های گوناگون در طی تاریخ نظر کرده، فلسفه حاکم زمان را که از هنر برای انعکاس جهانبینی خود، بهره جسته در آثار بصری جستجو می کند. به عنوان مثال، یونان باستان توجه بسیار زیادی به علم هندسه و ریاضیات داشت. این اعتقاد که حقیقت غایی در ریاضیات نهفته است، باور بسیاری بود. ریاضی و رابطه آن با موسیقی و گستره علم هندسه در حیطه های گوناگون زندگی، توجه بسیاری از فلاسفه را به آن جلب نموده بود. پتاگوروس معتقد بود که اعداد، نیروی الهی هستند که جهان را قائم و در نظم نگاه داشته است. او حتی بنیانگذار مذهبی گشت که معتقد بود، با مطالعات ریاضیات و موسیقی، شخص می تواند به تنویر روحانی دست یابد. این اعتقاد به دنیای هنر نیز سرایت کرد. اگر زیبایی بازتاب، بنیاد و بستر نظم و ترتیب جهان است، بنابراین باید با ریاضیات مرتبط باشد. مجسمه سازان، از قوانین ریاضی برای تراشیدن و شکل دادن تندیس مجسمه ها، جهت درست کردن اندامی موزون و متناسب بهره جستند. پولیکلایتس، مجسمه ساز متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد در مورد تندیس آپولو می گوید: «آپولو زیباست زیرا که بدن او از تناسب , موزونی خاصی برخوردار است زیرا که شریک زیبایی الهی ریاضیات می باشد» آثار تراشیده هنرمندان، نمایانگر انسان ها عادی نبودند، زیرا که بدن هیچ کس، چون این مجسمه ها، از توازن کامل برخوردار نبود. فلسفه هم به فردیت توجه نمی کرد، بلکه با داشتن نظری جهانشمول و ایده آل، جای دنیای حقیقی را گرفته بود. و این، آن چیزی بود که آثار بصری، به تصویر می کشیدند: فلسفه روز.

تصویر سمت راست: تندیس آپولو تصویر سمت چپ: تندیس ونووس

اما در این میان کلیسا چه نقشی داشته است؟ آیا مسیحیان توانسته اند که از این ابزار رسا و پرجلوه استفاده سودمندی نمایند؟ آیا کلیسا هیج نقشی در تعیین حصار این قلمرو داشته است؟
با پا به عرصه گذاشتن دنیای دیجیتال و رسانه های تصویری، عرصه هنر بسیار وسیعتر و موثر تر از پیش گشت. پیوستن هنرمندان نقاش و پرورش آنها در این حرفه، فرصتی را به هنرمند بخشید تا واضحتر و کارگرتر اندیشه خود را در معرض بینندگان قرار دهد. پیوستن داستانسرایی، موسیقی و تصویر، سه دنیای پرجلال هنر، در فیلم و تصویر متحرک، هنری جدید را خلق کرده که نفوذ و تاثیر گذاری آن، این هنر را در رسته ای بی همتا قرار داده است. اما بهره برداری هنرمندان از این وسیله، یعنی رسانه های دیجیتالی، بخاطر هزینه سنگین و مسائل فنی که با آن درگیر می شد و دلایل بسیاری دیگر، ناچیز بود. در عوض سرمایه گذاران، شرکتهای تجارتی و موسسات خصوصی با پرداخت هزینه های لازم و استخدام هنرمندان، از ایشان به عنوان ابزاری برای انعکاس خواسته ها و باورهای خود سود جستند، و هنرمندان به نوعی نقش زبان و وسیله ای جهت ابراز باور دیگران بکار رفتند. البته این نفوذ و تاثیرگذاری محدود به امروز نمی گردد، بلکه در گذشته، کلیسا نیز از قدرت اعجاب انگیز هنر آگاه بوده از آن برای مدتهای طولانی برای بیان باورهای دینی بهره جست.

پاورقی:

http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=8003
Marcel Proust, cited by Nancy Pearcey (Saving Leonardo)

Hans Rookmaaker, «Pondering four modern drawings,» in Modern Art and the death of a Culture, the Complete works of Hans Rookmaaker, vol. 5. Ed. Marleen Hangelaar-Rookmaaker (Carlisle: Piquant, 2003), 227
Saving Leonardo, a call to resist the secular Assault on Mind, Morals, & Meaning, by Nancy Pearcey, B & H Publishing, 2010, p77
Ibd p78-79

اگوست 2012
ادوین کشیش آبنوس

ادامه دارد

برای مقالات بیشتر به وبلاگ زیر مراجعه فرمایید

edwinabnous.wordpress.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: