ساختار رهبری در کلیسا – قسمت دوم

بقلم: ادوین کشیش آبنوس –  آگوست 2009

زن در نقش رهبری کلیسا

یکی دیگر از پرجنجالترین موضوعات مورد بحث در باب رهبری در ارتباط با نقش زنان در این خصوص می باشد. آیا این رتبه مخصوص مردان است یا اینکه خدمتی  است که هر دو بتساوی حق ارتقا به آن را دارا می باشند.

دلیل حساس بودن این مبحث، سوتفاهمی است که گاهأ از طرف دسته مخالفین رهبری زنان، در ارائه موضع خود ایجاد می شود. برای رفع چنین سو برداشتی معتقد هستم که می بایست در کنار ارائه دلیل جهت پشتیبانی از چنین دیدگاهی، به مفروضات اشتباهی که مخالفین بدان چنین ادعایی را می سنجند نیز پاسخ داد. هرچند در این مقاله به بررسی سیستماتیک این موضع نخواهیم پرداخت، اما لازم می بینیم بصورت فهرست وار به چنین پیش فرضهای ناردستی اشاره کنیم.

اعتقاد به رهبری کلیسا توسط مردان به معنی:

  • پست انگاشتن جنس مونث در برابر جنس مذکر نمی باشد
  • بی ارزش انگاشتن شخصیت زن در جامعه نیست
  • خارج نمودن زنان از محدوده خدمتی کلیسا نمی باشد

پس از اشاره سریع به نکات فوق اجازه بدهید به مبحث پیشین خود بازگردیم.

پولس رسول برای اینکه ترتیب موجود در کلیسا را توضیح دهد از نمونه خانواده جهت تشریح صحبتهای خود یاری می گیرد. (اول تیموتاوس 3: 7و15) (اول تیموتاوس 2:  8)

خانواده بعنوان کوچکترین واحد اجتماع، با سرپرستی مرد اداره می گردد و پولس رسول با نگاهی بر خانواده، تصویر کلیسا را ترسیم کرده، معتقد است کلیسا نیز باید از ترتیب موجود در یک خانه الهام گرفته، مرد رهبری جماعت را به عهده گیرد.

آیا سپردن خدمت پیشوایی به مردان، فرصت خدمت را از زنان گرفته، عدم لیاقت ایشان را در کلیسا ترویج می کند؟

هرگز! اگر با کلام خدا آشنایی کافی داشته باشیم، خواهیم دانست که زنان در کلیسای اولیه نقش مهمی در خدمتهای روزمره داشتند و حتی کلام خدا زنانی را به ما معرفی می کند که با پولس هم خدمت بودند (رومیان 16: 1- 15) (فیل 4: 2- 3) اما نکته مهم در این خصوص، آگاهی بر این مطلب است که خدمت ایشان رهبری مردان را مخدوش نمی ساخت.

کتاب مقدس در این خصوص با ارائه بخشهایی حد و مرزهایی را برای کلیسا قائل می شود که رعایت آنها جهت رشد کلیسا لازم  و ضروری است.

» و همچنین زنان خویشتن را بیارایند به لباس مزین به حیا و پرهیز، نه به زلفها و طلا و مروارید و رخت گرانبها، بلکه چنانکه زنانی را می شاید که دعوی دینداری می کنند به اعمال صالحه. زن با سکوت، به کمال اطاعت تعلیم گیرد. و زن را اجازت نمی دهم که تعلیم دهد یا بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند. زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا. و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده، در تقصیر گرفتار شد. اما به زاییدن رستگار خواهد شد، اگر در ایمان و محبت و قدوسیت و تقوا بمانند.» (اول تیموتاوس2 : 9-15)

این قوانین و استانداردهای ارائه شده تعیین کننده مرزهای خدمتی جهت ایجاد هماهنگی در کلیسا می باشد.

اطاعت زنان در ترتیب رهبری (اول تیموتاوس 2: 11- 14)

این قسمت بصراحت، تردید در خصوص رهبری مردان را بالکل حل کرده، موضع کتاب مقدس را در این زمینه برای خواننده روشن می سازد. البته توجه داشته باشید، پولس رسول زنان را از تعلیم در کلیسا مطلقأ منع نمی کند، زیرا که در آیاتی چون (تیطس 2: 3) (اعمال 18: 25- 26) ما شاهد تعلیم دادن زنها نیز هستیم. اما آنچه در این بخش به خواننده آموخته می شود این است که زن اجازه تعلیم مردان در جماعت کلیسایی را ندارد. (اول قرنتیان 14: 34- 35)

آیا تعلیم پولس در این زمینه متاثر از شرایط فرهنگی موجود در آن زمان بوده و یا زیر بنای چنین آموزه ای، الهایات کتاب مقدسی است؟

اول تیموتاوس 2: 12- 13 به ما می آموزد که نتیجه گیری پولس در تعلیم این آموزه کاملأ بر حقایق ثابت الهی بنا شده و نه بر ارزشهای متغییر فرهنگی و اجتماعی.

” زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا. و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورده، در تقصیر گرفتار شد. اما به زاییدن رستگار خواهد شد، اگر در ایمان و محبت و قدوسیت و تقوا بمانند.» (اول تیموتاوس2: 12-13)

آیا پیروی از این ساختار رهبری به معنی پست انگاشتن زنان در برابر مردان است؟

چگونه می توان اینگونه تعلیم داد زمانی که کلام خدا در این بخش ساکت نمی باشد. «هیچ ممکن نیست که یهود بوده باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن، زیرا که همه شما در مسیح یک می باشید» (غلاطیان 3: 28)

مردان و زنان در حضور خدا یکسان بوده و هر دو به یک اندازه در نجات خود از مسیح فیض می برند. اما آیا وجود چنین تساویی دلیل بر نادیده گرفتن وجود ترتیب خدمتی و رهبری در میان مرد و زن می باشد؟

شاید به این مسئله نیز با پیش فرض اشتباهی نزدیک می شویم و تساوی در مسیح را به معنی رفع وجود ترتیبات می انگاریم. اگر به کتاب پیدایش مراجعه کرده گزارش آفرینش را بدقت مطالعه نماییم، متوجه می شویم که آدم پیش ازحوا خلق می گردد. قبل از اینکه حوا از دنده آدم گرفته شود شاهد مشخص شدن مسولیت مرد در باغ عدن توسط آفریننده او هستیم.

به وی دستور داده می شود تا به دو امر رسیدگی نماید، که بنده آنها را «مسولیت روحانی و اجتماعی» آدم می خوانم.

» پس خداوند خدا آدم را گرفت و او را در باغ عدن گذاشت تا کار آن را بکند و آن را محافظت نماید» (پیدایش 2: 10-12) (مسئولیت اجتماعی)

و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت: از همه درختان باغ بی ممانعت بخور، اما درخت معرفت نیک و بد  زنها نخوری، زیرا روزی که از آن خوردی، هر آینه خواهی مرد» (مسئولیت روحانی)

جالب است به یک نکته ظریف در این آیات توجه کنیم و آن این است که هنگامی که این دستورات از خالق آسمان و زمین به آدم ابلاغ می شد، حوا هنوز از آدم آفریده نشده بود. بعد از تعیین قوانین، ما شاهد آفرینش حوا در آیه 21 باب دوم کتاب پیدایش هستیم. از مطالعه متن اینطور بنظر می رسد که آدم مسئول انتقال قوانین باغ عدن به این تازه وارد بوده، اراده خدا را به او توضیح می دهد. زیرا که پس از آن ما شاهد تکرار این قوانین توسط خدا نیستیم.

پس از شکستن وصایای خداوند که نخست توسط حوا و سپس بوسیله آدم صورت گرفت، خداوند اول آدم را خطاب کرده او را در درگاه الهی بازخواست نمود. اما آنچه مایل هستم خواننده در این بررسی اجمالی متوجه گردد، بخش دوم آیه شانزدهم از باب سوم کتاب پیدایش است.

«… اشتیاق تو به شوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد» (پیدایش 3: 16)

اگر شما اهل مطالعه کتب تفسیری کلام خدا باشید، حتمی از تنوع موجود در تفسیر این آیه در میان جامعه مسیحی آگاه هستید. کلمه ای که مفسیرین بر معنی آن توافق نظر ندارند، کلمه «اشتیاق» می باشد که سه بار در سرتاسر کتاب مقدس از این کلمه استفاده شده است. (در آیات پیدایش 3: 16و 4: 7 و غزل غزلها 7: 10)

معنای پیشنهاد شده برای این کلمه در عبری: میل وافر، هوس، طلبیدن و آرزو کردن است. معنی دیگری نیز برای این کلمه در عبری وجود دارد که بلعیدن و فرو بردن می باشد. گروهی که این کلمه را به معنی خواهش و اشتیاق ترجمه می کنند، با تفسیر این آیه به مشکل جدیی برخورد می کنند، زیرا که اشتیاق زن به شوهر را به سختی می توان جز نتایج تلخ گناه گذارده آن را بعنوان لعنت پذیرفت.

کشش جنسی و علاقه احساسی جز برکات و نعماتی است که به زوجین توسط آفریننده عالم بخشیده می شود. به همین جهت برای تعیین معنی صحیح این آیه بهتر است به یکی دیگر از آیاتی که این کلمه در آن بکار رفته است توجه کنیم.

«… گناه بر در، در کمین است و اشتیاق تو دارد، اما تو بر وی مسلط شوی» (پیدایش 4: 7)

در اینجا کلمه اشتیاق در مقابل کلمه تسلط و فرمانروایی بکار رفته است که خدا، قائن را تشویق به مبارزه با آن می کند. به قائن گفته می شود که بر اشتیاق گناه بر وی توجه کرده با آن مقاومت نماید. به عبارت دیگر گناه قصد بلعیدن و فرو بردن یا فرمانروایی بر قائن را دارد و قائن در مقابل می بایست خود بر گناه مسلط گشته، اجازه ندهد تا گناه او را تحت تسلط خود در آورد. اگر پیدایش 3: 16 و 4: 7 در کنار هم قرار بگیرند، خواهیم دید که بخش دوم هر دو آیات در مورد تسلط یکی بر دیگری صحبت می کند.

پیدایش 3: 16          حکمرانی مرد بر زن

پیدایش 4: 7             تسلط قائن بر گناه

نتیجه منطقی و تحلیل صحیح آیات فوق ما را بر این وا می دارد که پیدایش 3: 16 را به اینصورت بفهمیم:

(… تو مایل خواهی بود بر شوهرت مسلط شوی ولی او بر تو حکمرانی خواهد کرد) (تفسیر نویسنده)

آنچه از گناه آدم و حوا نصیب زوجین می شود، لعنت به هم ریختن ترتیب و رهبری روحانی و اجتماعی بین زن و مرد است که قبل از گناه در هماهنگی، محبت و صلح اجرا می گشت. لعنت گناه این هماهنگی و محبت را که شالوده این ترتیب بوده را به چالش وا داشته تبدیل به تنشی نامطلوب می سازد. اولین دعوای زن و شوهر بداینگونه شروع می شود.

پولس رسول در کتاب اول قرنتیان 11: 2 یادآور می شود که این ترتیب در کلیسای خداوند که توسط خون مسیح بازیافت شده است هنوز پابرجا بوده، می بایست در خانه و در کلیسا رعایت گردد.

(اول قرنتیان 11: 3)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: