خبرخوش…Gospel

نوامبر 22, 2016

%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b4جواد به علت بیماری که داشت به ترکیه برای دیدن دکتری که به او معرفی شده بود، سفر کرد. به او گفته شده بود که این دکتر ممکن است بتواند او را کمک کند. هنگامی که او در ترکیه بود یکی از توریست ها به او انجیل به زبان فارسی را داد تا مطالعه نماید. وقتی به ایران برگشت، او کتاب را در گوشه ای گذاشت و هیچ توجهی به آن نکرد. تا زمانیکه یک روز یکی از برنامه های شبکه محبت را تماشا کرد. و در آن برنامه شنید که آنها از کتابی با نام انجیل می خوانند و یادش آمد که او نیز همان کتاب را دارد. او شروع به مطالعه کتاب کرد و با مشاوران شبکه تماس گرفته زندگی خود را تسلیم نویسنده کتاب نمود. او گفت که عیسی او را از بیماری که داشت شفا بخشیده و از این بابت بسیار شادمان است.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Javad went to Turkey for a doctor visit, because he had a disease that he was told this doctor could help him. While there some tourist gave him a Persian Gospel to read. When he went back to Iran he put it away and didn’t pay much attention till one day he came across Mohabat channel. When he heard that they are reading a book called “Gospel” he remembered that he has the same book. He started to read and called our counselling center to give his life to the author of the Book! He said that Jesus healed him from his disease and was very happy.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


تبدیل … Change

نوامبر 8, 2016

%d8%aa%d8%a8%d8%af%db%8c%d9%84شوهر مهتاب، عباس با شبکه محبت تماس گرفته و خواست که مسیحی شود. مشاوران برای او در مورد مسیحیت توضیح داده و با او دعا کردند. او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت. دو روز بعد همسرش با مشاوران شبکه تماس گرفته و از آنها خواست تا بداند که آنها به شوهرش چه گفته اند که او اینقدر تغییر کرده است. او می گوید که همسرش دیگردر خانه خشن و عصبانی نیست، یک آرامش غیرمعمول بر او قرارگرفته که تمامی اهل خانواده احساس شادی می کنند. مهتاب نیز با مشاوران دعا کرده و عیسی مسیح را همراه با سه فرزند خود به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفتند. او از خدا و مشاوران شبکه بسیار تشکر کرد که زندگی آنها به بهترین نحو تغییر کرده است .

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است.

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Mahtab’s husband, Abbas, called Mohabat and wanted to become Christian. We explained and prayed for him to receive Christ. After two days his wife called and wanted to know what we told her husband, because he is changed. He is not violent or gets angry at home, there is an unusual peace that is upon him and the whole family feels the joy at home. She also prayed to receive Christ with all their three children. She thanked God and us so much for their lives have changed for better.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


خبرخوش…The good news

اکتبر 31, 2016

%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%88%d8%b4یزدان  از شهر مشهد ایران با مشاوران شبکه تماس گرفت و می خواست بداند که چگونه می تواند مسیحی شود. بعد از اینکه مشاوران برای او درباره مسیحیت گفتند با او دعا کرده و او عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت. او می گوید که عاشق کانال محبت است بطوریکه هر روز آن را تماشا می کند. بعد از چند روز او دوباره تماس گرفت و چند تا از دوستان و همسایگانش را که می خواستند مسیحی شوند به مشاوران شبکه معرفی کرد. او برای خداوند بسیار آتشی بود بطوریکه به بیرون از خانه می رفت و پیام نجات را به دیگران می رسانید و آنها را به خانه می آورد و تشویق میکرد که شبکه محبت را تماشا کنند. او هر روز با خانواه های جدیدی که می خواستند مسیحی شوند و کتابمقدس را داشته باشند با شبکه محبت تماس می گرفت. در حال حاظر حددود ۲۰۰ نفر از طریق وی به عیسی مسیح ایمان آورند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید

Yazdan called from Mashhad city, Iran to ask how he can become Christian. After explanation he prayed to receive Christ as his Lord and Savior. He said I love Mohabat TV and watch it every day. After a few days he called to introduce us to his friends and neighbors who wanted to become Christian. He was so on fire for the Lord that he went out preaching the Gospel and bringing people to his home and having them watch Mohabat TV. He calls every day with new families that want to become Christian and receive the Bible. So far through him 200 souls have come to Christ.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


هنوز امیدی هست… Still there is a hope

اکتبر 19, 2016

%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aaحوا در سن یازده سالگی ازدواج کرده بود و در سن ۱۸ سالگی از همسر خود جدا شده بود. هم اکنون او یک پسر ۱۱ ساله دارد. در زندگی خود هیچگاه احساس شادی و خوشحالی نکرده است. همیشه تاریکی را در کنار خود احساس میکرد. او برای کمک نزد فالگیران رفت تا برایش دعا کنند ولی دعای آنها به او هیچ کمکی نکرد. چندین بار تصمیم به خودکشی گرفت ولی به خاطر پسرش نتوانست خودکشی کند. او شروع کرد پسرش را به کلاسهای قرآن فرستاد و از او خواست که برایش دعا کند. یک شب پسرش به او گفت دعا کردن به نام الله کمکی نمیکند و با شبکه محبت تماس بگیرد. خداوند جواب دعای آنها را می دهد. حوا با مشاوران شبکه تماس گرفت و از آنها خواست که اگر هنوز امیدی است برایش دعا کنند. مشاوران شبکه با او دعا کرده و در همان لحظه آرامشی او را در بر گرفت و بلافاصله تاریکی او را رها کرد.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Hava got married when she was 11 years old and at 18 she got divorced. She has a 11 year old son. She never felt happy in her life. Always felt a darkness following her. She went to fortune tellers and written prayers with no help. Wanted to commit suicide but because of her son she couldn’t. she started sending her son to Quran classes and asked him to pray for her. One night her son said pray to Allah doesn’t work, and that she should call Mohabat TV, God hears their prayers. She Called and asked if there is Hope for her. We prayed she felt a peace that was so comforting and the darkness left immediately.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


عیسی حیات جاودانی میبخشد!…Jesus will give eternal life!

سپتامبر 26, 2016

adobe-spark19محمد با مشاوران شبکه تماس گرفت و درباره موضوع آن روز برنامه سوال کرد. مشاوران برای او توضیح دادند و به او در مورد عیسی که تنها راه رسیدن به خدا است، گفتند. او گوش کرد و سوالات بسیاری پرسید. بعد از اینکه به جواب سوالهایش گوش داد، لمس شده بود و شروع به اعتراف کرد در مورد رابطه اش با زن متاهل ، استفاده از مواد مخدر و اینکه هدف اصلی اش از تماس با مشاوران شبکه فقط مزاحم شدن بود. مشاوران برایش توضیح دادند که شیطان می خواهد او را خراب کند ولی عیسی مسیح به او زندگی و حیات خواهد بخشید اگر او توبه کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند بپذیرد. محمد قبول کرده و عیسی مسیح را به عنوان خداوند و نجات دهنده خود پذیرفت.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

 Mohammad called and asked about the subject of the show and we explained and witnessed to him about Jesus and Him being the only Way to God. He listened and asked many questions. After listening he was touched and started confessing that he has a relationship with a married women and has got into drugs and his main purpose of the call was to harass and just flirt with a women as he had called before and bothered other counselors. We explained that Satan wants to destroy him but Jesus will give him life if he repents and accept Him as Lord, and he did pray to receive Jesus!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


آیا این عیسی می تواند به تو کمک کند! …let’s see if this Jesus can help you!

سپتامبر 13, 2016

adobe-spark18فتانه یک شب برای اولین بار برنامه  های شبکه محبت را دید و در ابتدا دوست داشت. اما بیشتر که او تماشا میکرد چیزهایی را می شنید که برخلاف باور او بودند. بنابراین از دیدن برنامه های این شبکه بازایستاد. همسرش به مواد مخدر معتاد بود و او را مورد ضرب و شتم قرار می داد و سپس او را به صندلی محکم می بست و در یک اتاق زندانی میکرد. این موضوع سالها ادامه پیدا کرد تا زمانیکه به یاد برنامه ای از شبکه محبت افتاد که در آن شنیده بود عیسی مسیح می توند او را نجات دهد و هیچ چیزی برای او مشکل نیست. یک شب هنگامی که همسرش او را مورد ضرب و شتم قرار می داد، عیسی مسیح را صدا زد. همسرش او را مورد تمسخر قرار داد و به او گفت: «ببینیم آیا این عیسی می تواند تو را نجات دهد!» سپس او را مکم بست و در اتاق را قفل کرده و کلید را پنهان نمود. در همان شب فتانه برای اولین بار به نام عیسی مسیح دعا کرد و از او چنین خواست: «همانطور که در شبکه محبت گفته شد،‌ تو قول دادی که کمک می کنی و جواب دعاها را میدهی، پس خواهش می کنم من را از این اتاق رهایی دهی!»‌ در همان هنگام احساس کرد که طنابها شل شده و انگار می داند که کلید کجاست به سراغ کلید می رود و در را باز کرده به خانه مادرش فرار میکند. روز بعد، همسرش به دنبال او میگردد تا فقط بداند چه کسی او را نجات داده است. از همان وقت فتانه در نام عیسی مسیح دعا کرده و مسیح او را مبارک ساخته است. همسرش دیگر قادر نیست او را مورد آزار قرار دهد و از قدرتی که در زنش می بیند، می ترسد. فتانه با مشاوران شبکه تماس می گیرد و از آنها می پرسد که چگونه می تواند مسیحی شود. مشاوران برای او توضیح داده و برایش در نام عیسی مسیح دعا کردند.

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Fataneh came across Mohabat TV one night and liked it at first. But the more she watched, she heard things that were contrary to her belief. So she stopped watching. Her husband was an addict and used to beat her and tie her up to a chair and lock her up in an isolated room. This continued for years until she remembered Mohabat TV, hearing that Jesus could save her and nothing is too hard for Him. So one of the nights that her husband was hitting her, she kept calling the name of Jesus. Her husband made fun of her and said; “let’s see if this Jesus can help you!” He tied her up and double locked the door and hid the keys. That night she prayed to Jesus for the first time and asked the Lord “As they said on TV, you promised to help and answer our prayers. So please release me from this prison!” As she was praying she felt the ropes loosen on her hand and as if she knew where the keys were, she got them and opened the door and escaped to her mom’s house. The next day, her husband went looking for her, just to find out who set her free. Since then she always prays to Jesus and He has blessed her and her husband is afraid to do anything against her because of the Power that is in her. She called Mohabat TV and asked how she can become Christian. We explained and prayed for her in Jesus’ Name.

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here


مزاحم تلفنی…Prank Calling

اوت 22, 2016

Untitled-11کیوان با مشاوران شبکه محبت تماس گرفت و شروع به فحش دادن و لعنت کردن کرد. او همینطور زنگ می زد و مزاحم میشد و سوالات بسیاری در مورد اسلام میکرد. تا اینکه یک روز هنگامی که برنامه های شبکه محبت را تماشا میکرد، دید که بینندگان برنامه ها تماس میگیرند و گواهی می دهند که خداوند جواب دعاهایشان را داده است. او نیز با مشاوران تماس گرفت و خواست که برای زنش که از او جدا شده بود، دعا شود تا دوباره به او برگردد. او بعد از اینکه همسرش از او جدا شده بود بسیار افسرده شده بود. مشاوران با او درباره عیسی و نجات صحبت کردند. او گفت که در این باره فکر خواهد کرد و دوباره تماس خواهد گرفت. او بعد از دو روز دوباره تماس گرفت وگفت بعد از اینکه برای من دعا کردید من آرامش پیدا کردم و حالا حاضر هستم که عیسی را به عنوان نجات دهنده خود بپذیرم. او از اینکه مسیحی شده بود بسیار خوشحال بود. کیوان می گوید: «من هیچ وقت تصورش را نمی کردم که یک روز عیسی مسیح  را به عنوان پسر خدا بپذیرم. ولی او واقعی است و به من آرامش و شادی داده است.» او یک هفته بعد با مشاوران تماس گرفت و خواست که شهادت زندگی خود را که چگونه عیسی مسیح او را عوض کرده است، در برنامه با بینندگان در میان بگذارد. او در قدیم مسیحیان را با فحش و لعنت و مسخره کردن اذیت می کرد و الآن او یکی از آنهاست! او می گوید که دیگر نمی تواند گناه کند. هنگامی که همسرش از او جدا شده بود او با زنان دیگر  همبستر می شد. در یکی  از روزها که دوستش به خانه او آمد،‌ کیوان به او گفت که دیگر نمی تواند با او باشد. «اصلا نمی دانم چرا اینطوریست فقط !»اینکه دیگر نمی توانم گناه بکنم. احساس بسیار متفاوتی بود. خدا را شکر می کنم.. خدای شما حقیقتا مردم را عوض میکند

داستان واقعی بوده ولی به دلایل امنیتی اسامی و مکانها تغییر کرده است

برای برقراری ارتباط با مشاوران شبکه محبت روی این لینک کلیک کنید.

Keyvan called from Iran saying bad words and cursing. He continued harassing and calling with Questions about Islam. Finally he called one day, watching people calling and testifying answers to their prayers, and asked for pray for his ex-wife who had left him to return. He was very depressed after his wife left him. We spoke to him about Jesus and his salvation. He said I will think about it and call back. He called after two days and said after your prayer I feel peace and I want to accept Jesus. He was happy to become Christian. He said I would never imagine I would accept Jesus as the son of God. But he is real and has given me peace and joy. He called again after a week and said that he wants to testify on air that Jesus has changed him. He used to make fun and curse at Christians and now he is one of them! He said I cannot even sin now. When his wife left he used to sleep with other women but when his friend came to his house, he said I couldn’t be with her. It just didn’t feel right and I could not sin. It was different. Praise the Lord your God truly changes people!

For Security reasons, the names and locations have been altered. The story is true, not fiction

Our counselors are available to talk to you – click here